شکرانه نعمت!

تا حالا فکر کردین جقدر دلیل واسه شکرگذاری و تشکر از خدا داریم؟؟؟!!!!

جند نمونه از این دلایل:

خدا را شكركه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من

خوابيده است.

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در

خيابانها پرسه نمي زند.

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي

سوار شدن.

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم

برايشان هديه بخرم.

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر

ربات دروغ سنج

مردی یک ربات دروغ سنج می‌خرد، به این ترتیب که ربات، کسی را که دروغ می‌گوید، سیلی می‌زند.
او تصمیم می گیرد که یک شب آن را امتحان کند.
پدر: پسر، امروز در ساعات مدرسه کجا بودی؟
پسر: در مدرسه.
ربات پسر را سیلی می‌زند!
پسر: درسته ، من دروغ گفتم، من سینما رفته بودم.
پدر: داستان فیلم چی بود؟
پسر: داستان اسباب بازی.
ربات پسر را مجددا سیلی می‌زند!
پسر: درسته ، فیلم سکسی بود.
پدر: چی ... ؟ من وقتی در سن و سال تو بودم حتی نمی دانستم سکس یعنی چه؟!
ربات پدر را سیلی می‌زند.
مادر: فراموشش کن عزیزم، به هر حال او پسر توست!
ربات مادر را سیلی می زند!!!

برگرفته از این وبلاگ

اطلاعیه وتبریکیه و اخباریه!!

خاتمه ی امتحانات وزین نهایی همراه با گندکاری های انجام شده را تبریک عرض نموده و ورود شما به چلشی بزرگتر و به مراتب گند کاری بیشتر (کنکور) را تسلیت ععرض مینمایم

امید است که با گند کاری بیشتر سبب خوشنودی خانواده و خویشتن و همچنین مدرسه شوید

 

و من الله توفیق

                ۲۸/۳/۹۰

عذرا- ف      امضا(به توچه؟؟؟)

پارک هوایی در سنگاپور!!

تورو خدا ببینین جهان کجاست ایران کجاست؟؟؟!!!

به نطرتون ما الان جهان چندمیم؟؟؟!!!!

(اینبارم عکسارو نبینین دیگه باید مطمین بشم که رایانه(!)ام اشکال داره!!!)!!!!

تست شخصیت با بوی مورد دلخواه!!!

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می‌گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.

به همین علت است كه ارتباطات بویایی تشكیل شده در دوران كودكی، می‌تواند شخصیت رفتاری شما و سازه‌های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شكل دهد.

بنابراین آن بوی خوشی را كه حس می‌كنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می‌آورد ، از بین گزینه‌های زیر انتخاب كرده و ببینید كه " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟

تذكر :برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن . از گزینه‌های زیر ، فقط یك گزینه را انتخاب نمایید

گزینه یك - بوی كلر در استخرهای بزرگ

گزینه دو - بوی كباب ، همبرگر و ...

گزینه سه - بوی سبزه و گل

گزینه چهار - بوی كرمهای ضدآفتاب

گزینه پنج - بوی بچه كوچك

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ‌ها:

گزینه یك

مطالعات نشان می‌دهد كسانی كه بشدت به بوی تند و تیز كلر در آب استخر علاقه مندند افرادی مخاطره جو و اهل ریسك هستند كه مدام به دنبال كسب تجربیات جدید هستند.شما عاشق تجربه كردن و در نتیجه شوكهای غیر آشنایی هستید كه یكباره بر شما فرود می‌آید.

گزینه دو

تحقیقات نشان می‌دهد كه بودن با خانواده برای شما از اهمیت فراوانی برخوردار است و بدین ترتیب همیشه از استرس كمتری نسبت به دیگران بر خوردارید.شما تلاش می‌كنید تا تمام اوقات فراغت خود را با آنها بگذارنید.

گزینه سه

آیا به خاطر می‌آورید كه همیشه پدرتان را در كارهای مربوط به گل و گیاه و یا مادرتان را برای آماده كردن میز غذا و جمع كردن آن، كمك می‌كردید؟كسانی كه عاشق بوی چمنهای تازه كوتاه شده و یا گل و سبزه هستند، افرادی مسولیت پذیر و دلسوزند و هرگز كاری را در نیمه راه رها نمی‌‌‌كنند. شما با بوی طبیعت زنده اید و این یعنی شادكامی و سرزندگی، یعنی حیات و شما این حیات بدست آمده از طبیعت را با هیچ چیز عوض نمی‌‌‌كنید!

گزینه چهار

شما فردی فعال، برون گرا و با نشاط هستید كه شادترین لحظات زندگیتان مربوط به زمانی است كه در حال انجام فعالیتی هستید!یك سحرخیز واقعی كه با اعتماد به نفس بسیار می‌تواند روز را به خوبی آغاز كند.

گزینه پنج

بوی شیرخشك بچه همیشه شما را سست می‌كند و بوی نوزادان معمولا حسی غریب را در شما زنده می‌كند!حسی كه به واسطه آن، خانواده بیش از همه چیز برایتان اهمیت می‌یابد.شما همانند مادران خانه دار و یا مردانی كه عاشق زن و بچه خود هستند، دوست دارید تمام وقت خود را در خانه بگذرانید و از بودن با نوزاد خود لذت می‌برید!بوی خوش شیری كه همیشه از او می‌آید، بی اختیار شما را به سمت خانه می‌كشاند تا بهترین لحظات را با او سپری كنید.شما در خانه بودن، آن هم به دور از هرگونه هیاهو و جنجال را به همه چیز ترجیح می‌دهید.

نظر خود را راجع به عکس بگویید!!!!

نه جان من نیگا کن!!!!

نه جان من !!!!!

اه اه اه اه اه

سوال

دوستان تو ادامه ی مطلب میتونین ببنین

به کساییی هم که نمیدونن بگین بیان ببین!!

رمز همیشگی(همون رمزی که ژیلا برا "به به" گذاشته)

ادامه نوشته

آرزو برای جوانان عیب نیست

[تصویر: im1wpst3go1dagz7xj4m.gif]

شهریوره گالماخ

به به!!!

بجه ها میخوام یه پست بذارم ولی توروخدا گیر ندین!!!!!

خواهشششششششش میکنم!بعد از کلی دعوا با وجدانم(اون دیگه جیه؟)تصمیم گرفتم بذارم!!!

ادامه نوشته

مهونگ و شبه مهونگ!!!!

بعد از اون پست مهونگ(هنگ کننده!!!!!)گذاشتن این پست مانع از هنوگ(جمع هنگ)بیش از حد خواهد شد

پس مستفیــض شوید!!!!دوستان یاران هم میهنان فقط دوتا عکس میذارم

 

عکس اول

عکس دوم

حاااااااااااااااال کردین؟؟؟؟؟

امیدوارم این عکس دوم مهونگ(توضیحات لغت در بالا)نباشه براتون!!

با این دوتا پست امیدوارم که امتحان خوبی بدین!!!!!!!!!!!!

 

هنگ میکنیــــــــــــــــــــــــــــــم

دوستااااان رسما خاک بر سر همممونن!!!

ما هم وبلاگ داریم ملت هم دارن

از ۱۴ سالگی بلاگ زده بعد با یکی دوس شده بعد هم مزدوج شده با همون الان هم فکر میکنین چن سالشه؟؟؟؟؟

 

۱۷

بــــــــــــــــــله ۱۷ سالشه و ما هم ۱۷ سالمونه!!!!به بلاگ م اگه کسی بیاد (منظورم جنس مذکر هست!!)سرویسش میکنم میذارم کناااااااار!!!!میشورمش و پهن میکنم جلو آفتاب خشک شه!!!!

این از ملت اینم از ما!!!!ماشالله ماشالله!!!!!!!

خودمون پست میذاریم خودمون نظر میدیم خودمون خاک تو سر خودمون میکنیم!!!!

حالا شما برین فیزیک بخونیییین!!!

!!!!!!!!

سلاااااام دوستان عزیزتر از جان!! این اولین پستیه که میذارم ایشالا خوشتون بیاد!!! تو یه سایتی دیدم خیلی باحال بود گفتم بذارم مستحفیض بشید...

عجب دنیایی...

* هر روز تو دانشگاه میبینیم 100 تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!!

* اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم !!!!

* یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: "کارشناس مسائل یمن"، من موندم این بنده خدا تو این 40 سال از چه راهی نون در میآورده !!

* پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه ..

* خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم !!!

* فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!!!!

* طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!!

.!· * واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ

* واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه 2012 تا سکه مهریه به نیت ا لمپیک لندن!!!

* هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!!

* میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!!

.! * یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون

* ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی !!

* برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟؟!!

* سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه میره بیرون، رو به بقا له داد میزنه هووووراااا !!!

!!·. * طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم

· * تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی

* رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم !!

* سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده 60 لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دو تا تافتون یه بربری هم وسطش..!!!

* غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟

* میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها !!!

* بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن؟ میگه قیافه هاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن..!!!

* سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت!!

* خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!!!!

* پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!!

* رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!!

!!· *کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو فرستاده بحرین

!!· * میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده

*یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه ش نوشته تولیدی برادران عباس پور!!!

اوج یه منحنی

رسیدیم دیگه به وسطش.ینی داره آروم آروم تموم میشه.خومعلومه که تموم میشه ولی چه جورشم تموم میشه.تموم و شروع متضاد میزنن نه؟نیستن که.هر2 یه چیزه.وقتی میرفتم کودکستان گریه ها کردم بسی تا دوم راهنمایی هرسال گریه میکردم.نمیخاستم.


الانشم گریه میکنم.این آپ تو دیتش


خیلی دوس دارم ببینم آخراین همه گریه وزحمت قراره چی بشه!!!هربارش تلقین کن درس چقد خوبه .همیشه یه پا میلنگه.دیگه میخام بخابم.خاب پنبه دانه ببینم که یه شتری داره می بینه.

22.gif

روز روشن چشای باز مث شتریم که چشاشوبادستاش بگیره وبه زور بخاد پنبه دانه ببینه.

چه قشنگه خندیدن.

چه قشنگه 1روز کاری غیر درس داشتن وحال کردن.

اینا برام تعریف نشدن.

اکتفا می کنیم به سخن معین."اگه نباشه دریا به قطره اکتفاکن"


میخام کارتوناموببینم


کارتون سيندرلا


الکی پایان هرداستانی خوشه

واقعیت چیز دیگریست:


cat_behaviour2.jpg


اولین امتحان نهایی

به خاطر اینکه بنده در خبر دادن و این قبیل مسائل در صدر قرار دارم و تا شما مغزتون پردازش کنه و اینا من مینویسم و تو وبلاگ میذارم الان هم مثل همیشه دارم مینویسن

خلاصهههه شمارش معکوس تموم شد و رسیدیم به نهاییات!!!!!

بــــــــــــــــــــــــــــله امروز اولین امتحان به صورت نهایی و در حوزه و با مقررات و ضوابط خاص که پدر آدمو در میارن و ورقه رو اینطور بنویسین و اونطور بنویسین و خودکار رو با زاویه 30 درجه تو دستتون بگیرین و اینا ... امتحان دادیم اینک شرح اجرا:

یک روز قبل از امتحان:من در حالی که دارم دینی رو قورت میدم و تو عمرم اینقدر حسابان نخوندم(فک کنین حسابان اینقدر نخوندم چه برسه به دینی)دارم سکته میزنم که وااااااااااای نمیتونم تموم کنم وااااای یادم نمونه و همراه این جملات کلمات معنوی و دارای کرامت و عزت و نفس به دینی بار میکنم که ............(میدونم خودتون هم گفتین از این جور کلمات پس خودتونو نزنین به اون راه!!!!!) خلاصه اینکه با عرض پوزش از خوانندگان با جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر دادن (هر چقدر جر بلند تر باشه خالص تر هست!!!!و کرامتش بیشتره!!)خودمون تونستم که تمومش کنم

شب امتحان:والله شماها رو نمیدونم ولی ما که امکانات نداریم از شبا استفاده ی بهینه بکنیم پس سرمونو با کلنگ میذاریم رو بالش و سعی میکنیم بخوابیم(بدون هرگونه افکار:من جمله فکر کردن به آقای فرضی و بروبالاترو....)ولی چه خوابی تو خواب هم داشتم با امتحان (یا همون دیو سپید فرضی!!)دست و پنجه نرم میردم آخرش بیدار شدم دیدم زکـــــــــــــــــــــــــــــی(مراجعه شود به توضیحات جر!!)یه ربع به سه هستش!!اینهمه خوابیده بودم و ساعت سه بود!!!!!سرمو برا دومین بار با کلنگ و بیل و غیره و بدون افکار دوجط بالاتر گذاشتم رو بالش و خوابیدم و باز هم همون دیو فرضی!!!!!بیدار که شدم دیدم چهار و نیم هست گفتم به درک دیگه بلند شیم یه کم به معنویات برسیم(جدیدا آدم شدم و سوق به سوی نماز و این!!)برسیم و درس بخونیم

صب قبل از امتحان:صب که کتاب رو باز کردم احساس میکردم برا اولین بار هستش این جملات رو میبینم و وقتی به سوالات نهایی نگاه میکردم فکر میکردم که اولین بار دیدمشون(از استرس بودااا نه اینکه من منگلم!!)خلاصه اینکه باز از اون کلمات معنوی و کرامت دار به عالم و آدم گفتم و آخرش رو کردیم به درگاه خدا شکایت کردیم که یه خدا جون یه بار کل اساسمونو بردی زیر سوال بسه دیگه و من غلط کردم و ...... .(بدون اینکه بگم ادم میشم و درس میخونم!!چون واقعا خونده بودم!!!)رفتیم سر جلسه..

در مدرسه یا همان حوزه:مریم و دیدم داشت بندی میرقصید و مینا و نیلو هم بودن که اونام همچنین و اخرین لحظات مینا میگه ثقلین چی بودد؟؟؟ میخواستم بزنم فکشو بیترم پاییـــــــــــــــــــــــن!!!

سر جلسه:بعد اینکه قلبمون اومد به دهنمونو جای روده و معده عوض شد و طهالمون از چشامون ریخت بیرون گفتن ورقه هارو بردارین!!!!و برداشتین و مواجهه با سوالات......

سوالات خیلی خوب بودن انصافا همه نیم ساعت مونده تموم کردیم و من حساب کردم که خیلی خیلی خوب میگیرم و اگه بخوان لغت به لغت هم حساب کنن دیگه بیشتر از دو نمره نمیتونن ازم کم کنن... حالا ببینیم چی میشه و خدا چی میخواد!!!

واقعا امروز استرس داشتم داشتم میمردم خدا هیچ بنده ای رو گرفتار همچین بلاهایی نکنه ایشا لله!!!!

اخبار نوشت:خبر رسید که بچه های دبیرستان پسرانه ی "ع"که رقیب ما محسوب میشن(مثلاا!!)به جای انتظار نوشتن مهدویت!!! همون سوال نگاه مثبت دین و اینا ......

یه عالمه خندیدم به منگلیشون و اعتماد به نفسشون که میگن نههه همه اینو نوشتن حتما درسته!!!!!

نتیجه نوشت:الان ما داریم میخندیم و تو امتحان حسابان اونا به غلط های فاحش ما خواهند خندید که بر عامل به وجود آوردنده این غلط ها لعنت!!!!!!

عذرا نوشت:حوصله گذاشتن شکلک ندارم!!!