ربات دروغ سنج
مردی یک ربات دروغ سنج میخرد، به این ترتیب که ربات، کسی را که دروغ میگوید، سیلی میزند.
او تصمیم می گیرد که یک شب آن را امتحان کند.
پدر: پسر، امروز در ساعات مدرسه کجا بودی؟
پسر: در مدرسه.
ربات پسر را سیلی میزند!
پسر: درسته ، من دروغ گفتم، من سینما رفته بودم.
پدر: داستان فیلم چی بود؟
پسر: داستان اسباب بازی.
ربات پسر را مجددا سیلی میزند!
پسر: درسته ، فیلم سکسی بود.
پدر: چی ... ؟ من وقتی در سن و سال تو بودم حتی نمی دانستم سکس یعنی چه؟!
ربات پدر را سیلی میزند.
مادر: فراموشش کن عزیزم، به هر حال او پسر توست!
ربات مادر را سیلی می زند!!!
او تصمیم می گیرد که یک شب آن را امتحان کند.
پدر: پسر، امروز در ساعات مدرسه کجا بودی؟
پسر: در مدرسه.
ربات پسر را سیلی میزند!
پسر: درسته ، من دروغ گفتم، من سینما رفته بودم.
پدر: داستان فیلم چی بود؟
پسر: داستان اسباب بازی.
ربات پسر را مجددا سیلی میزند!
پسر: درسته ، فیلم سکسی بود.
پدر: چی ... ؟ من وقتی در سن و سال تو بودم حتی نمی دانستم سکس یعنی چه؟!
ربات پدر را سیلی میزند.
مادر: فراموشش کن عزیزم، به هر حال او پسر توست!
ربات مادر را سیلی می زند!!!
برگرفته از این وبلاگ
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 16:30 توسط azra
|