دوشنبه۲/۸/۹۰:
۱.خانوم "الف"داره معنی شعر رو میگه و یه جا میگه:"پسر کاوه از کنار کاوه درآمد" بسیار خنده شد ولی بعدا که به زوایا و خفایای موضوع فکر کردیم به خیلی مسائل دیگه رسیدیم:من جمله اینکه عطیه-ق به این نتیجه رسید که احتمالا کاوه کانگرو تشریف داشته!
۲.مهسا داره درس رو روخوانی میکنه و میرسه به توصیف ضحاک:
ضحاک فردی بود با سه پوزه و سه سر و شش چشم!!!!!همه کف میکنیم که آدمای اون دوران در حد جلبک دریایی عقل نداشتن که امورات خودشون رو دادن دست این موود ناقص الخلقه ولی یه برداشت عجیب و صد البته جالب دیگه هم از مینا شنیدیم:
اینکه احتمالا خدا هر چی اضافه آورده چسبونده به ضحاک!
۳.خانم "ک"داره تدریس میکنه و همه عین "بز"داریم نیگاش میکنیم اونم منتظر عکس العمل از طرف ماهستش و تا میبینه که ما هیچ عکس العملی از خودمون نشون نمیدیم جمله ای میگه که شاید ما یه عکس العمل از خودمون نشون بدیم:ایشون میفرمایند(!!):کجایین شماها؟؟انگار تو بتغین و دست در دست و...!(که ما تا تهش میریم )و صد البته پیش بینیشون درست از آب درمیاد و همه عکس العمل نشون میدیم ولی در بین این همه عکس العمل بهترین و زیباترین عکس العمل مربوط میشه به ژیلا که میگه:کافر همه را به کیش خود پندارد! و از این ماجرا میفهمیم که خانوم "ک"هم بــــــــــــــــــله!
بد هم نگفت ژیلا شاید اگه من جای خانوم "ک"بودم میگفتم کودوم گوری هستین؟رفتین دسشویی؟که بازم میرسیم به "کافر همه را به کیش خود پندارد"!
۴.بحث از ماتریس شد و.... خانوم"ک"هم برگشت گفت که تو مدرسه که پسرم میره کلاس روباتیک و اینا طرف اومده خیلی سطح بالا گفته بچه هم هنگ کرده شمام الان وقتی گفتم ماتریس جوری نیگام کردین که.........!طاهره گفت:خانوم میدونین فرق چیه؟اینه که ما تو درسی که خوندیم گیر کردیم و پسر شما تو چیزی که خوندنش آزاده!
و در ادامه خانوم گفت:آخه من پسرم رو برنامه ریزی کردم!منم راستش رو بخوایین زیاد فکر کردم که ایشون با چی برنامه ریزی کردن و چه جوری؟ولی به جایی نرسیدم یادم باشه که حتما آخر سال یه چند جلسه برم خصوصی و بدونم دقیقا چه جوری برنامه ریزی کردن شاید به درد خورد!
۵.همچنان در کف خانوم"ک" بودیم که مینا گفت اسمه کوچیکش چیه؟گفتم والله نمیدونم بذار از عطیه بپرسم! به عطیه میگم اسم کوچیکش چیه؟ نیگاه میکنه به صورتش ژیلا میگه:عطیه از قیافه اش تشخیص میدی اسمش چیه؟
۶.زنگ گسسته هست و یگانه داره حرف میزنه خاوم "ک"میخواست مچشو بگیره و گفت توضیح بده چی شد؟
یگانه هم گفت:خانوم "آی۲"با "آی۳"دارد."آی۳"با "آی۶"دارد ولی "آی۲"با "آی۶"ندارد!هرچند که بحث سر گراف و بازه ها بود ولی من آخرش هم نفهمیدم اینا چی دارند باهم!
۷.خانوم "ک":دنباله ی فلان از پایین کراندار است!من:یا قمر بنی هاشم!!!......!
سه شنبه۳/۸/۹۰:
۱.عطیه زنگ شیمی رفته پای تابلو و به نمودار انرژی -پیشرفت نگاه میگنه و میگه :خانوم به سرعتش نگاه میکنیم و تشخیص میدیم!واله من یکی که نفهمیدم پیشرفت و سرعت چه ربطی به هم دارن شما فهمیدین بگین مام از این جهالت بیاییم بیرون!
اونروز روز انتخابات بود و دیگر اتفاقات
تازه نود هم عکسمون رو نشون داد !بسیار مشعوف شدیم اینا رو از دوستان میخوام که بیان و بنویسن !همه چیو من بنویسم خوب نیست!
چهارشنبه۴/۸/۹۰:
۱.والله از بیکاری پوسیدم از اونجایی که کتاب هم نبرده بودم با عطیه رفتیم بیرون مثلا برا سوگند صندلی بیاریم!یه کم دور زدیم و هوایی تازه کردیم و اینا بعد هم رفتیم جدی جدی دنبال صندلی و با هزار و یک مصیبت یه صندلی پیدا کردیم وآوردیم که دروغ نگفته باشیم!
اولین باری هست که اینجوری کلاس حالمو به هم میزنه!
۲.عطیه کتاب شیمی ژیلا رو برده بود و نیاورده بود(چرا؟)ژیلا هم رو اعصابش یاده روی میکرد!:عطیه منیم کیتابیم....!
۳.یکی از شنیدنی های این هفته این هست که:خانوم"ر" تدریس میکند!طرف سر تا ا سوتی هست!یعنی سر تا پاااااااااااااا یادم باشه یه بار کلا یه ست درموردش بذارم!
۴.سوگند:این یعنی چی؟
من:ها؟
سوگند:این معنیش چیه؟
من(چیزی نمیدونم ولی کم نمیارم!):اونارو هیجان انگیز کنیم!
سوگند:
عطیه از اونور:علاقه مند کردن!
سوگند:خب معنی جمله چی میشه!
عطیه:علاقه مند کردن !
سوگند
!
۵.خانوم"ر"از خودش عکس العمل نشون میده:همه میرن بیرون و بیست دیقه بعد برمیگردن!
۶.ژیلا حین اینکه میزنه به بازوی عطیه میگه:عطیه منیم کیتابیم!
عطیه:لااقل موضعش رو عوض کن درد گرفت!
۸.سوگند:مکه مونثه؟
من:غیر منصرفه!
سوتی های خانوم "ر" رو به اضافه ی چند یه اثبات میذارم برا بعد و چندتا عکس!