اطلاعیه

انقد گفتین:سیشدین وبلاگین ایچینه منم دیگه تا اطلاع ثانوی نمی نویسم

آهان دیدم بحث ترختور داغ شده تو وبلاگ یه چن تا لینک گذاشتم دوس داشتین برین بخونین.

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی را که یک نفر بفهمد بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد
دنیا را ببین… بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم 1 ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بچه که بودیم آرزمون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به كسی می گوییم… هیچ كس نمی فهمد
بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم
ای کاش هیچ وقت بزرگ
نمی شدیم
و همیشه بچه بودیم

من و اعترافاتم

دوستان سلامی مجدد خدمت تک تکتون!!

باز رفتم هپروت و باز هم افکار مزخرف تو ذهن من!!

داشتم فکر میکردم که اگه شما برین نمونه چی میشه!!!کیا میمونن کیا میرن واقعا هنگ کردم و اگه راستشو بخوایین چشام پر هم شد!!و اگه بخوام اعتراف هم کنم یه گریه مختصری هم کردم(البته من بزرگ شدمااا خیلی کم گریه کردم)اگه یه عده برن و یه عده بمونن چی؟ اگه مثلا خونواده ی من نذاشتن چی؟ اگه نمونه قبول نکرد؟ اگه نشد اگه اونجا هم مثل اینجا بود؟ اگه........(بازم چشام پر شد)

سارا چی میشه اون که نمیتونه  با ما بیاد من حتی بدون یکی تون نمیتونم تو کلاس بشینم

حالا سوگند هم میگف که.....

اه اه اه لعنت به این سال گند که این همه بدی آورده برا من بدبخت!!!

بچه ها شماها تنها امیدای نفس کشید من هستین تنها امیدم از درس خوندن از زندگی کردن از همه چی از مدرسه اومدن از.............

اگه یه عده بره اگه یه عده بمون اگه ............

نمیدونم من نمیخوام جدا شم همتون برام مهم هستین همه

این آهنگ بی صاحاب هم بدتر میکنه

(دیگه کیبورد رو نمی ببینم نمیتونم بنویسم )


 

سلام

پکید وبلاگ بدبخت (مث خودممم خود هم دارم میپکم و هرجایی که یه ردی از من میپکه)

 دوستان به دعاتون نیاز دارم میدونم الان میگین چه احمقی هس این عذرا(هر چند که شکی تو این یه موضوع نیس) خب میومدی به صورت حضوری میگفتی مام برات دعا میکردیم ولی بعضی وقتا آدم نمیتونه بگه ادم نمی تونه حرف بزنه آدم حتی نمی تونه نمیتونه.نمی دونم چند نفرتون درک کردین که من واقعا یه چیزیم شده ولی من واقعا یه چیزیم شده

اومده بودم اینارو نگم!!منظورم اینه که نمی خواستم اینارو بگم میخواستم بگم الان بعضیاتون میتونین قالب رو عوض کنین ولی نمیدونم کیا !!!ولی فوقش اینه که به یکی پسورد میدم یا اختیارات مدیر بلاگ رو تو اختیارش میذارم که بتونه هر کاری خواست بکنه!!!

سیزدهم فروردین

سیزده دروغ در روز سیزدهم فروردین به مناسبت دروغ سیزده!!!

۱-من خوشگلم٬من خوش اندامم٬من زیبای خفته هستم!!

۲-من خوش اخلاقم٬من عصبانی نمیشم(نه انصافا عصبانی میشم این یه مرد دروغ نیست).

۳-من دیپلم که گرفتم شوهر میکنم(نه اینکه خواستگارا جلوی در صف کشیدن*).

۴-من درس خواهم خوند.میخوام خر خون شم..

۵-من عاشق تهمتن شدم و با خانوم ح(دبیر مطالعات)به تفاهم رسیدم و دلم برا مدیر سابق تنگ شده.

۶-من تو عربی بیست گرفتم.

۷-من ۱۳ روز که نت نمی یاممم و امروز هم نیومدم.

۸-من از اون کفش های هرموفرودیت گرفتم

۹-من نه خود آزاری دارم نه دیگران آزاری.

۱۰-آخرش نیمه گمشده ی خودمو که از نوع جنس ذکور بود پیدا کردم.

۱۱-من یه تیزهوش واقعای هستم

۱۲-من شلوغ نیستم.من خیلی آرومم صدام هم در نمی یاد.

 

۱۳-و در آخر من آدم شدم

*عطیه - ق جان شدیدا به حرفت رسیدم .در حد ...... .اصلا واقعا چرا اینجوری هست؟؟؟چرا؟

 

بگذار عشق خاصیت تو باشد !

از خدا پرسیدم :خدایا چطورمی توان بهتر زندگی کرد ؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر؛ با اعتماد، زمان حالت را

 بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه

 ای انداز. شک هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن.

    "زندگی شگفت انگیز است، فقط اگر بدانیدکه چطور زندگی کنید"

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک

 نفر.

مهم نیست شیر باشی یا آهو، مهم این است که با تمام توان شروع به دویدن

 کنی.

کوچک باش و عاشق ... که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را...

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی.

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن.

فرقی نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران... زلال که باشی

 آسمان در توست.

 

برگرفته از کتاب"تو تویی؟!"



 

به عطیه_ک

سلام عطیه جان

الان که داشتیم چت میکردیم نمیدونم باز چه بلایی سر مسنجر اومد که من دیگه هیچ پیامی دریافت نمیکنم(چرا واقعا اینجوریه؟؟فقط من با مسنجرتو مشکل دارم و تو هم فقط با من)

خب میخواستم بگم که روز یکشنبه که میای مدرسه اون سررسیدی که مطالب گفته شده(!!!!)آقای ح رو هم با خودت بیار من جلسه ی اخر نبودم(دیگه شدی امین بنده)

تست احساسات

این تست از کتاب کوکولوژی اثر"تادا هیاکو ناگاوو""ایسامو سایتو" ترجمه"چکاد سرامی" و "شاهین دهقان"انتخاب شده است.                                                                                        

کوکولوژی ترکیب دو واژه "کوکورو" به معنای ذهن٬روح و اخساسات در زبان ژاپنی و "لوژی" به معنای شناختن و مطالعه به زبان یونانی است.

پرنده آبی

روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره واری اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید او را نگه دارید.اما روز بعد متوجه میشوید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ میدهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ میشود.

سوال؟

اکنون روز پنجم

 است.وقتی از خواب برمیخیزید پرنده چه رنگی است؟

۱-پرنده تغییر رنگ نمددهد و سیاه باقی میماند.

۲-پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.

۳-پرنده سفید میشود.

۴-پرنده طلایی میشود.

(جوابها باید در ۴گزینه بالا جستجو شود و رنگهای دیگر مد نظر نیست)

جواب تست:

پرنده ای که در اتاق شما بدام می افتد نماد خوشبختی است.اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد.جواب شما در این وضعیت نشان دهنده پاسختان به مشکلات در زندگی است.

۱-افرادی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهی بدبینانه دارند.

آیا شما اعتقاد دارید اوضاع هیچ گاه بهبود نمی یابد؟به یاد داشته باشید همیشه پایان شب سیه سپید است.

۲-افرادی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوشبین و عملگرا هستند.

شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست.مشقات را با ملایمت میپذیرید و اجازه میدهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند.این دیدگاه سبب میشود از ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.

۳-افرادی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر ناملایمات زندگی خونسردند.

شما در زمان بحران وقت خویش را در دودلی تلف نمیکنید.اگر وضعیت بغرنج باشد ترجیح میدهید جلوی ضرر را بگیرید و بدنبال راه دیکری برای رسیدن به هدفتان هستید و در غم و اندوه گرفتار نمیشوید.این روش محطاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.

۴-افرادی که گفتند پرنده طلایی میشود٬بی باک و نترس هستند.

شما معنای بحران را نمیدانید و برای شما هر بحران یک فرصت است.مواظب باشید اعتماد به نفس زیاد مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد.

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد


نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد که روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب

دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم

و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم

و از آسمان درسِ پـاک زیستن

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست

یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان

یادم باشد زندگی را دوست دارم

یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم

یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش

عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد

یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت

یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است

یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم

یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد

یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست

یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام


احدی نیست پست بذاره؟

هیس!

 

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شودمی‌تواند لشکر شیران را که توسط

یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد.

«نارسیس»

 

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی است.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا

گلویش را با آن بشکافی. پرهایش را بزن ... خاطره پریدن با او کاری می کند که

خودش را به اعماق دره‌ها پرت کند .

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

بمانيم تا کاری کنیم، نه اين كه کاری کنیم تا بمانیم.

 
«دکتر شریعتی»

 

 

بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن‌ها تعریف کردید خجل شوند،و اگر بد

گفتید، سکوت کنند.

 
«جبران خلیل‌جبران»

 

ساده‌ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که

کسی باشی که دیگران می‌خواهند. (حس گوسماخ)

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


اهالی روستایی تصمیم گرفتندبرای نزول باران دعاکنند.روزی همگی درمحل

مقررگردآمدند.فقط یک پسربچه باچترآمده بود این یعنی اعتقاد

 



جمله شناسی(مزخرف)

جمله شناسی

با یه مطلب دیگه اومدم(نوشته شده توسط خودممم)

از عنوان پیداس که بحث مربوط به ادبیات و زبان فارسی هستش میخوام تلفیقی(!!!)از جمله شناسی و ایهام رو توضیح بدم از اونجایی که میدونیم زبان گسترده هس به خاطر همین برا هر جمله ای که به زبان می آوریم(!!)میتونیم هزار ساعت بحث کنیم الان من میخوام یکی از جدیدترین یافته های خودمو در اختیار شما دوستان عزیز تر از جان(زرشــــــــــــــــــــــــــــــــک)بذارم!!

جمله ی مورد نظر "جوش قد سر بود*" ویا گونه های مختلف همین جمله.(مث جوشم قد سرم بود جوشش قد سرش بود و.......)

خب این جمله ایهام داره معنای نزدیکش اینه که جوش خیییلی بزرگ بوده و معنی دورش اینه که جوش کوچیک بوده(میدونم چشاتون شد چهارتا .الان توضیح میدم چه جوری)

اولا باید با مقیاس کار کنیم منظورم اینه که یه بارسر به عنوان مقیاس اصلی به کار بره و یه بار جوش!!   نوع اول:سر مقیاس اصلی باشه اون موقع چون سر بزرگه پس جوش بزرگ بوده و معنی جمله تموم میشه نوع دوم:جوش مقیاس اصلی باشه تو این مورد چون جوش خیلی کوچیکه به این نتیجه میرسیم که سر هم خیلی کوچیک هست!!

نحوه ی تشخیص:الان این ایهام ظریف رو چه جوری باید تشخیص داد؟؟چه جوری بفهیم جوش بزرگه یا سر کوچیکه: خب اول اینکه اگه اول شخص بود  میشه تشخیص داد اونیکه توضیح میده پسر هس یا دختر ولی اگه فرد دارنده  جوش سوم شخص بود باید بپرسین که طرف پسره یا دختر؟؟ خب لابد می پرسین چه اهمیتی داره؟؟؟ اهمیتش اینجاس که اگه پسر بود میفهمین نوع دوم صدق میکنه و اگه دختر بود نوع اول چرا؟ چون پسرا اصولا سر(همان مغز)شون قد درختای توی باغچه و یا فندق نیس پس مقیاس جوش هست و اگه دختر بود مسلما مقیاس سر هست(اونم سر از نوع خیلی بزرگ) این یکی از موضوعات کاربردی و جملات پر استفاده بود که من روشن کردم براتون ایشالله با فهمیدن این نکته ی کنکوری سال بعد زبان و ادبیات فارسی رو 100 میزنین*!!

*اول:میدونین این موضوع از کجا وارد مخم شد؟؟؟نمیدونین که. الان میگم .داشتم عکسارو نیگا میکردم یه عکسی هس طاهره داره نطق میکنه و اون جوش مشهور خودنمایی میکنه از اونجا این مطلب به ذهنم رسید.

*دوم:البته مثال باید بزنین تا به طور کامل یاد بگیرین خودشم باید ابتکار داشته باشین و مثال بزنین اگه حوصله ندارین یا ابتکار. میتونین با صرف هزینه ای خیلی کم(جلسه ای بیست تومن)بیایین خودم تدریس کنم!!!

پی نوشت1:این مطلب نشان دهنده ی خرخونی بنده(اونم از نوع ادبیاتش )نیس دارم یاد گرفته هامو نشخوار(!!!)میکنم. و برا خودم ملموس میکنم گفتم برا شما هم بذارم

پی نوشت2:میدونم شما از تست زنی(از نوع حسابان)دس بردار نیسین و وقتی برا ادبیات و زبان فارسی نمیمونه به خاطر همین دارم اینجا به صورت خلاصه وار مینویسم.(چقدر دختر خوبی ام)

پی نوشت 3:واقعا تا آخر متن خوندین؟؟؟؟؟؟نه خوندییـــــــــــــــــــن؟؟مختون عیب داره به خدااا(اگه خونده باشین)پی نوشتارو هم خوندین؟؟؟وااااای دیگه باید خودتون به یه دکتری چیزی(!) نشون بدین!!

پی نوشت4:واقعا موندم اینهمه اراجیف چه جوری تو مخم جا میگیره(اراجیف هم نمیشه بهشون گف!!)

سایه های جالب...!!!

سللللاااااااااامممممممم بر همگی!!! عید همگی تون مباررررررکککککککک امیدوارم سال خوبی داشته باشین...

داشتم ایمیل(!!!!!!!!!!)ام رو چک میکردم(!!!!!!!!!!) دیدم این عکسای جالبرو برام فرستادن.منم خواستم به منظور اظهار وجود و خالی نبودن عریضه این عکسارو تو وبلاگ بذارم.امیدوارم خوشتون بیاد

تلمیح به پست قبل(دی ی ی ی )

سلامی دوباره

فک کنم اولین فردی بودم که اومدم و پست عطیه رو خوندم!!!!!(بیکارم دیگههههه)

یه فال هم گذاشته بود منم تعبیرشو براتون میذارم:

مبارک باد بر شما، آنچه در خواب دیده اید یا در ارزوهای خود تمنای آن را داشته اید.به آن میرسید.حافظ برای شما چند توصیه دارد.1-به زودی صله یا جایزه ای به شما میرسد از آن درست استفاده کنید.2-برای رسیدن به هدفتان صبور باشید.3-موفقیت شما در کوچک شماردن غم و اندوه است.

حافظ و خرگوش

سلاممممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!

روز اول سال 1390تون مبارکککککککککک!!!!!!!!!

میدونم مریم قبلا پست تبریک عید گذاشته بود ولی حس کردم یه سری (!چیزاش!) کمه!!!!

اولا یه فال حافظ گرفتم واسه کل کلاس که فکر کنم جناب حافظ خان فقط به فکر سحر بوده(شایدم چون سحرالمپیاد ادبیات قبول شده زیادی باهاش حال کرده!!!!!)

شعر جناب حافظ خان از این قرار میباشد:

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

                                     تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چهل سال رنج وغصه کشیدیم و عاقبت

                                     تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود

آن نافه ی مراد که میخواستم ز بخت

                                    در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود

از دست برده بود خمار غمم سحر

                                   دولت مساعد آمد ومی در پیاله بود

بر آستان میکده خون می خورم مدام

                                  روزی ما ز خوان قدر این نواله بود

هر کو نکاشت ومهر و ز خوبی گلی نچید

                                 در رهگذار باد نگهبان لاله بود

بر طرف گلشنم گذر افتاد و وقت صبح

                                آندم که کار مرغ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه

                               یک بیت ازین قصیده به از صد رساله بود

آن شاه تند حمله که خورشد شیرگیر

                               پیشش بروز معرکه کمتر غزاله بود

این از شعر جناب حافظ که دیدین چه گیری به سحر داده بود دیگه!!!!!

امسالم که سال خرگوشه اینم یه خرگوش ناز و تپلی..........

و دهنتونم شیرین کنین به یاد آخرین یکشنبه ی سال 89 که شیرینی شده بودیم!!!!!!

عیدتون مبارک اینم 23 عدد روبوسی با تک تکتون!!!!!

تعطیلات سال نو خوش بگذره بای بای!!!!!!!!!

پی هم نمیخواست بنویسد ولی مجبورا نوشت:اولا من عطیه (ک) هستم دزدی ادبی نشه!!!!!ثانیافک میکردم فقط مریم واسه عید آپیده الان فهمیدم عذراهم نوشته اگه تکراری بود موضوع ..........(جای خالی رو خودتون دیگه پر کنید)

دهه ای که گذشت

گذشت یک سال که با گذشتش آدمو یاد دهه ی گذشته می اندازد!!!!!

الان وارد دهه ی نود شدیم و به این فکر میکنم که ده سال آینده که میشم 27 ساله چیا باید بنویسم؟؟؟

سال 80 دوم ابتدیی بودیم خالی از دغدغه با محبت و البته بدون اینکه بدونیم روزگار چی کارا که نخواهد کرد الان که 90 هست پر از دعدغه پز اافکار برا سال آینده پر از..........ولی خالی از احساس و محبت

از این ها که بگذریم میرسیم به دهه ی آینده که چکارا باید بکنیم تا بهتر هم نشد حداقل بدتر از این دهه نباشه!!!

پی نوشت۱:به فکر همه بودم .برای شفای مریضا هم دعا کردم برا موفقیت همه هم دعا کردم.از خدا خواستم که "حول حالنا الی احسن الحال" ولی تو اون لحظه ای که سال عوض شد فکرم رف پیش یه نفر به خصوص!!

(شرمنده دیگه)

ایشالله یه چن تا عکس هم اپلود می کنم میذارم.اینجا

پی نوشت۲:اصلا نمیتونم احساسی بنویسممممم اصلااااا