سال جدید

يك سال گذشت ....

يكسالي كه بهترين لحظه هاي زندگيمون رو با در كنار هم بودن گذررونديم...يكسالي كه با در كنار هم بودن تجربه ها ي زيادي بدست آورديم مثلا اينكه بدون اتحاد كار ي نميشه كرد.

خيلي هامون  تو اين يه سال نقشه هاي زيادي برا ي آيندمون كشيديم  و خيلي هامون هر شب با فك كردن به اين آينده مي خوابيديم.

 

و خيلي هامون به خواسته هايي كه داشتيم رسيديم و خيلي هامون تو عملي كردن اي نقشه ها ناكام مونديم(مثل من).

تو اين يه مدت اتفاقات تلخ و شيرين زيادي برامون افتاد و تنها چيزي كه كه از اون اتفاقات واسمون مي مونه فقط و فقط خاطراتش تو ذهنامونه .

هميشه فك كردن به اينكه يه روز قراره از هم جدا شيم و هر كدوممون بريم پي سرنوشت و تقدير خودمون ديوونم مي كنه! وقتي فك مي كنم كه يه روزي ما اين همه صميميت و مهربوني و اتحاد رو قراره از دست بديم  بغض مي كنم و گريه ام مي گيره!

درسته تو كلاس هميشه يه سري مشكلات داشتيم و يه سري بحث و جدل هايي اتفاق افتاده و هيچكدوم رو به بيرون از كلاس بروز نداديم ولي خوب شيرينيه همه اين اتفاقات به همين درگيري ها و خنده هاي بعد از درگيري ها بود!!!

شايد اصن دليل اينكه ما تونستيم خيلي كا رو انجام بديم همين اختلاف نظر ها بود .

تو اين يه مدت ما كاراي زيادي واسه مدرسه کردیم و تنها هدفمون بالا رفتن سطح علميه مدرسه بود ولي خوب بياييد به اين گير دادن هاي مدير و ناظم و...به قول طاهره يا مهسا(يادم نيس كدوم يكي بود) +نگاه كنيم ‍‍ "اگر با ديگرانش ميلي    چرا جام مرا بشكست ليلي" يا  به قول ژيلي  "جوزلي جوز جوتورللر"

فقط مي خواستم تو اين اپم يه مروري ير اتفاقات اخير سال كه بيشتر منظورم ۶ ماه دوم سال بود.

خوب سر سفره هفت سين يادتون نره واسه موفقيت همديگه دعا كنيد!!!

واسه سالم شدن عقلاي مسئولین آموزش و پرورش دعا كنيد!!!(اين يه مورد نياز به دعاي بيشتري داره)

اميدوارم در سال جديدي كه پيش رو داريد به خواسته هايي كه نرسيديد برسيد!بياييد موقع سال تحويل براي سلامتيه همه ي مريض ها دعا كنيم كه هر چه زود تر خوب شن ما سال پيش  یک ماه مونده به عيد ۲ تا مريض داشتيم و خيلي خورده بوديم به هم به خاطره همين مي فهمم اونايي كه رو تخت بيمارستان اند و وخصوصا اطرافيانشون چي مي كشن پس دعا واسه سلامتي مريض ها يادتون نره!!!

بياييد امسال به كوري چشم بعضي ها هم كه شده خوب درس بخونيم و ايشالله تو كنكور ۹۱ ،۱۰۰٪ قبولي از بهترين دانشگاه ها رو بديم كه دهن بعضي ها " آ " باز بمونه و بفهمن كه مافقط هارت و پورت نداشتيم و براي هدفمون يك سري كار ها رو انجام داديم!!!

خوب فك كنم كه بيشتر از اينكه راجع به عيد صحبت كنم راجع به مدرسه صحبت كردم!

خيلي دلم مي خواست اينو فردا و نزديكاي سال تحويل بنويسم چون خالم اينا فردا ميان و يه سري كار ديگه داريم نمي تونستم فردا آپ كنم

ببخشيد كه ديگه واسه عيد نمي تونم احساسي يا طنز بنويسم!!!

شاد باشيد و سرزنده!دلم براي همتون تنگ ميشه از همينجا روي همتون رو مي بوسم!درس خوندنم يادتون نره هاااااا(بيشترمنظورم خودمم كه تا آخر عيد الاف مي گردم و روزي كه مي خوام بيام مدرسه يادم مي افته بايد درس مي خوندم)

پيشاپيش عيدتون هم مبارررررررررررررررررررررررررررررررك

اميدوارم سالي پر از موفقيت رو پشت سر بگذاريد!

خدافظ تا بعد از عيد

دليلي براي رمز دار كردن نديدم

مهندیس مهندیس است.

 

مهندیس مهندیس است:

 

پزشک رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید 5 دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من 5 دلار به شما می‌دهم.

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد:

خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید 5 دلار بدهید

ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم 50 دلار به شما می‌دهم.

این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با پزشک بازى کند.
پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و

5 دلار به پزشک داد.

حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت

آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»

پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.

سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
. بالاخره بعد از 3 ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد.
مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از

کمى مکث، او را تکان داد و گفت : خوب، جواب سوالت چه بود؟»

مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!

عذرا نوشت:هیچ پزشکی را یارای مفابله با مهندیس نیست

یاشاسییییین مهندییییس

نظر بدین بی زحمت

میگم قالب وبلاگو عوض کنیم!!نظر شما چیه

از اول همچین تحفه ای نبود رفته رفته آدم خسته میشه!!!!هر کی قالب خوب پیدا کرد بگه حوزه ی اختیاراتشو بیشتر کنم بتونه عوض کنه!!!

 یه تغییراتی ایجاد کنیم

آهنگ بذاریم

یه عکس برا درباره ی وبلاگ و......(خوشگل کنیم وبلاگو)

عجازلیخ های مغز

زوم کن رونقطه متحرک.چی می بینی؟فقط رنگ صورتی

زوم کن رو نقطه وسط.چی می بینی؟رنگ سبز

یه کم بیشتررو نقطه وسطی زوم کن .چی می بینی؟یواش یواش دیگه هیچی


"بعضی وقتا اونیکه می بینیم وجودخارجی نداره"

شکر خوری ی ی ی ی

سلامی مجدد

بنده به شکر خوری می افتم(همان .......خوری خودمان)هیچی نشده مهسا جان لطف کردند و یه عدد اس ام اس که سرشار از ارادت ایشان نسبت به بنده بود به سمت من حواله کردند (از جزئیات اس ام اس نپرسید که با تطهیر هم نمیشه فضا رو درست کرد)

در ضمن یکی نیس بگه بچه جان تو که عرضه نداری پای حرفی که میزنی بایستی چرا بیخودی مزخرف میگی آخه!!!!دیروز حالم همچین خوب نبود برقا رفته بودن تو مخم چن تا فاز و نول کم آوردم و دق دلیمو سر این وبلاگ بدبخت خالی کردم(خدا رو شکر که یه همچین ایی بود)

دوستان من مریض شدم سرماخوردگی نوع حاد(از فراق یار و...)بینی من هم نشتی پیدا کرده همین مونده که یه لوله کشی اساسی کنم تا دسشویی و یا مث این اقا ابتکار به خرج بدم

خب دیگه با سوتی های ۸۹ میام!!!

بعدا نوشت:وبلاگ سراغ دارین بگین بلینکیم!!من یکیو لینک کردم برین مطالبشو بخونین.(البته خیلیا شاید تا الان رفته باشن)به فکر افتادم منم یکی از اون کارایی که انجام دادن رو انجام بدم(نوشتن تکیه کلام ها)

 

روز آخـــــر

خب خب خـــــــب
چهارشنبه سوزي هم كه تموم شد.ولي هيچ چي به اندازه‌ي اون آتيش توي كلاس حال نداد.

امروز آخرين روز مدرسه تو سال 89 بود و از اون جايي كه يه كلمه هم درس نخونديم،روز خيــــــــــلي خوبي بود.

قبل از اينكه معلما بيان تو كلاس آتيش روشن كرديم و نوار منيزيم(كه روز قبل از آزمايشگاه دزديده بوديم)سوزونديم و 4 تا هم سيگار انفجاري تركونديم!!!! از رو آتيش هم پريديم كه شايد يه فرجي بشه و از ترشيدگي در بيايم.
24 سين هم چيديم كه تاريخ تا به حال به خود نديده!!24 تا سين ما عبارت بودند از:
 سبزه ، سوغان ، سرميساخ ، ساهات ، سي دي ،
Secret ، ساپ ، سو چسبي ، سنجاق ، سلاح سرد ، سنگ ، سكه ، سولفات ، سگگ ، سوهان ، ستاره ، سبز ماژيك ، ساري خودكار ، سوشرت ، سو ، سيم ، سطل آشغال ، سندلي(!!) و از همه مهمتر سوم رياضي.

زنگ تاريخ رفتيم شال سالّاماخ كرديم به سه تا دفتر و از سخاوت بيكران خانم مدير مقداري شاغالات نصيب ما شد.آقاي ح هم 500 تومان پول مرحمت كردن كه واريز شد به حساب سوم رياضي،شعبه پانل مركزي.
تا اينكه داد معلما در اومد كه اينا چرا تو راهرو سر و صدا ميكنن.ماهم رفتيم كلاس و كلي عكس گرفتيم .

زنگ حسابان خانم تهمتن اومد دهنشو باز كنه بگه كه تمرين حل كنيم،ديد ما نيمكتها رو چيديم و داريم چشمك بازي ميكنيم گفت اگه از اداره اومدن بگين كه ما اول درسمون رو خونديم و حالا هم داريم كار گروهي ميكنيم
گفتيم اوكي و تا آخر زنگ 18 نفره چشمك بازي كرديم

زنگ سوم با خانم س داشتيم كه جزو اون معلمايي بود كه زنگ اول به ما گفت چرا سرو صدا ميكنين.هنوز هيچي نگفته بود كه ما از جلو برآمدگي كرديم و كاري كرديم كه طرف كم مونده بود گريه كنه و بگه غلط كردم.آخرش هم  به نسيم گفت شما چقدر زود ناراحت ميشين!!!
ايندفعه هم بدون اينكه چيزي در مورد درس نخوندن بگيم،خودش گفت شما كه 4 ساعت درس نخوندين،اين 2 ساعت هم روش!!!و اين زنگ هم با وجود اينكه با كاهش نفرات روبرو شديم، بازم چشمك بازي كرديم .

روز آخرمون هم اينجوري گذشت و به خاطره ها پيوست

عيد رو پيشاپيش به همه ي همكلاسيهاي گلم تبريك ميگم.
ايشالله در زير سايه‌ي خداوند متعال و در كنار خانواده‌ي گرامي شاد و خوشبخت باشيد

اين هم عكس 24 سينمونه(همين جا اعلام ميكنم كه 7 سين ابتكار طاهره بود و سبزه و سوغان و سرميساخ و ساهات رو هم خودش آورده بود)

بقيه‌ي عكسها در ادامه مطلب
رمزش هم همون رمز قبليه

ادامه نوشته

چند مطلب در یک پست

صرفا جهت خنده این عکسو گذاشتم!!(این مطلب اول)

۲-من یکی که عین ....از ترقه میترسم و الانم بیکار نشستم (و البته مامانم داره غر میزنه)

۳-ثریا جان غافلگیر شدم پستتو دیدم!!!یکی بیاد بنویسه خاطر امروز رو!!

۴-میخوام یه چیزی بگم که دیروز قرار بود گفته بشه و نوشتم ولی نتونستم بیارم و بذارم ولی الان میگم:

الان دیگه این وبلاگ جای خودشو بین بچه های کلاس باز کرده و همه میان پست میذارن و حداقل میان میخونن!!امیخوام بگم که من نمیتونم ادامه بدم دوستان!!!واقعا شرمنده هستم به خاطر این موضوع.

دلایلم کاملا شخصی هست و خیلی کم میام هر کی خواست بگه پسورد وبلاگ رو بدم تا اون به جای من بتونه به همه جا دسترسی داشته باشه.

به خاطر این موضوع خیلی ناراحتم خیلی بیشتر از اونچیزی که فکرشو بنین شاید قسمت نیس که چرت و پرتایی بنویسم که باعث بشن یه خنده ی کوچولو روی لباتون ظاهر بشن .شاید یه روزی برگشتم شاید ولی الان نه.

نمیخوام که اینجا سوت و کور بشه نمیخوام دیگه ننویسین ننوشتنم دلیل بر نخوندن پستا نیس میام و میخونم ولی وقعا شرمنده!!

ذوق زدگی

سلام

تموم شد

یه سال دیگه م


روز قشنگی بود

.

ولی حیف فک کنم بقیه شو مهسابیاد

   حال امروزتونم ببرین


روزتان خنده بارن

دلهایتان پراز حس خوب زندگی

اگه دست من باشه بازم شکلک میذارم میدونین که من آدماوآدمکاوشکلکارو دوس دارم ببینید:


ولی همش همینه.فعلا

 

 

تبرییییک

حیف حوصله ی شکلک گذاری ندارم!!!!!

دوستان تبرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک میگم به دو گل شکفته ی باغ علم و ادب و تربیت و ادبی و نجوم!!!!!!!!!!!(جلل الخالق )

به سحر و سوگند جان که از مرحله ی اول دو المپیاد(به ترتیب)ادبی و نجوم قبول شن!!

با آرزوی موفقیت افزون برای این دو گل نوشکفته سوره ی بقره رو ختم میکنییییییم!!!!

(مریم جان شما که مجالس دیده ای بسم الله بلند بخون مام تکرار کنیم)

ایشالله عروسیتونو اینجا مینویسیم!!!!!!

(دوستان من فاز و نول کم اوردم سیمام قاط زدن پکیدن!!!ویندوزم پریده کسی نرم افزاری چیزی داره بده نصب کنیم رو این مخ)

پی نوشت:هم اکنون نیازمند دعاهای سبزتان هستیم بنیاد امور خیریه

شماره حساب :نمیخواد همون بگین عذراـف میشناسن!!!!!

حل یه سوال ریاضی باحال

نه اینکه ما فردا امتحان هندسه نداریم و من هندسه ام خیلی قوی هس!!!!دارم تو نت گشت وگذار میکنم البته این گشت و گذار هم دلیل داره

یه سی دی دستم افتاده از فایر فاکس گرفته تا  Google earthو ....... توش هست و بنده دارم حالشو میبرم اولین استفاده ی من ازGoogle earthپیدا کردن کوچه مون بود(نیلوفر مدیونی فکر دیگه بکنی!!!!!)

وااااااااااااااااااااااای خیلی باحالن نرم افزاراش فایر فاکسو که نصب کردم دیدم میگه نیازمند به روز کردن(پارسی را پاس بداریم)الان دارم اونو ازنت میگیرم و به خاطر همین بازم تو نت هستیم!!!

حالا از بحث اصلی جدا نشیم چون کل سایت ها و وبلاگایی که من میرفتم فیلتر شدن یا نویسنده اش رفته به خاطر همین اخرین امیدم به همین بلاگفا و وبلاگ ها به روز!!!یه عنوانی دیدم پاتوق مکانیک های خواجه نصیر

رفتم توش و به به یه مسئله گذاشته بود اگه تونستین حل کنین یه پفک هزار تومنی میگیرم براتون

اگه نه خودم جوابو میدارم!!!!

در اینجا به شما 3 رقم و یک نتیجه  داده شده، شما باید با قرار دادن علامت های صحیح معادله را کامل کنید.

برای درک بهتر ابتدا یک مثال را با هم حل میکنیم، باقی معادله ها به عهده ی شماست:

2 + 2 + 2 = 6

ساده بود نه؟ حالا بقیه ی معادله ها را حل کنید.

1 1 1 = 6

2 2 2 = 6

3 3 3 = 6

4 4 4 = 6

5 5 5 = 6

6 6 6 = 6

7 7 7 = 6

8 8 8 = 6

9 9 9 = 6

بعدا نوشت:مث اینکه باید ۱۰۰۰تومن جم کنم شما همشو حل کردیننننننن

فروشگاه زنجيره‌اي

به قول مهسا سلام چي شد؟؟؟؟

اون روز بچه ها در مورد نوشتنمون تو اينجا صحبت كردن و يه چند تا فحش نثار ماهايي كردن كه تا حالا پستي نذاشتيم بنده ام اومدم اعاده‌ي حيثيت كنم......

به قول خودم تو زنگاي ادبيات: من يه خاطره تعريف كنم؟؟؟

مثل هميشه خاطرم رو با شكم گرسنه‌ي ما شروع ميكنم...خدا وكيلي اون روز از اون روزايي نبود كه هوس شر كردن به سر ما زده ميشد.اما انگار مدرسه مارو با شر هامون مي‌خواد...اون شكم گرسنه كه در اول سخنانم يادآور شدم نمادي بود از قاروقور شيكم من و مهسا و يگانه و طاهره...
اون زنگ به هر دري زديم چيزي براي خوردن گير نياورديم.كميته ام ديگه به مهسا اينا كم آذوقه ميده.دست به دامان طبيعت شديم و دل رو زديم به فروشگاه زنجيره‌اي مدرسمون.باز با در بسته روبرو شديم.درها بسته و فروشندگان خسته بودن...خواستيم سر كلاسمان برگرديم كه.....................
چشمان فلك شده‌ي يادم نمياد كدوممون به پنجره‌ي باز فروشگاه افتاد.يه نيگا به پنجره كرديم،يه نيگا به قد كوتاه يگانه و در يك چشم به هم زدن يگانه رو در حال فروش وسايل يافتيم.همچين تو حس رفته بود كه آدم احساس ميكرد داره شغل آيندشو تمرين ميكنه.كلي كاسبي كرد و از اونجا با جيب پر پول خارج شد...

نزد خانم... كه پيش خانم... بود رفتيم و بعد اينكه به ما اداي احترام كردن،قضيه ي فروشگاه زنجيره اي رو بيان كرديم.ابتدا دهان خانوم... اين هوا شد و بعد صداي ناهنجاري از خود به در كرد و بعد گفت خانوم... اينا از پنجره رفتن تو فروشگاه و خانم... با صداي ناهنجار ديگري و قيافه اي همانند لئوناردو داوينچي نگاهي به سر تا پاي ما انداخت و ما چنان دويديم كه رستم در شاهنامه ندويده!!! به كلاس پناه برديم و با دوستان از افتخارات افزون شده‌ي كلاس تمجيد كرديم و پنجره‌دن يگان جلير آي پري باخ... را هم صدا سروديم.......!!!!

اگه اين مدرسمون باشه:

اين فروشگاهمونه: .

فكر كن يه بار خانم... و... و... با هم اون تو بودن!!!

تذکر

دوستان آشنا و غریبهمخصوصا غریبه ها

می دونم شماها حق نظر دادن دارین ولی خب تا حدودی و همه چی شرط و شروط داره

وقتی مما نظرا رو آزاد میذاریم دلیل بر این نمیشه که بیایین همه چی بگین!!!

کاری نکنین که نظرا تاییدی بشن!!!!

در مورد عکسا نیازی نیس که نظر بدین چون تو این یه مورد نظر دادن جایز نیس!!!!اینا عکس هستن و صرفا جهت استفاده ی همه ی مایی که تو این کلاس هستیم گذاشته شده و چه خوب باشه چه بد به خودمون مربوط

دیگه نمی خوام در این یه مورد چیزی بشنوم ویا ببینم

این یه پست نظراش تاییدی هس

بعدا نوشت:به غیر از همکلاسیای عزیز هرکی میاد نظر میده یه آدرس وبلاگی یا ایمیلی بذاره

خصوصیات معلما

اومدم دیدم که همه پست میذارن و من موندم عقب و ایناااا و از اونجاییکه که قول داده بودم که یه پست بذارم در مورد معلما این پست رو تقدیم میکنیم به معلمای عزیزتر از گل!!!!!و به دلیل امنیتی بودن این پست تو ادامه ی مطلب که رمزدار هست گنجانده شده دوستان رمزی روکه دادم رو مرحمت کنین وارد کنین اون موقع مطالب ویا مزخرفاتمون ظاهر میشه!!!!!

اول عدد کوچیکتر رو بزنین!!!

ادامه نوشته

آثـــــــــــــــــــــــــــــــــــــار جرم

به طرف ادامه مطلب....
ادامه نوشته

روز مهندس

امروز بالاخره با 2 روز تاخير جشن روز مهندس رو گرفتيم.

عجب جشني بود.بســـــــــي خوش گذشت(به كوري چشم حسودا)

من فقط عكساشو ميذارم.زود يكي بياد شرحشو بنويسه.

كيك

كيك2

اهرام

اهرام2

فانوس دريايي اسكنديه

اينجا مصر است!!

رود نيل!!

هتل 7 ستاره دبي

شاهكار ثريا

بادكنك

نمايي از كلاس

آبميوه ها!!

منظره!!

منظره2!

بقيه عكسا هم وقتي به دستم رسيد،در اسرع وقت ميذارم


مدرسه ما!!

کلمه مدرسه مخفف عبارت :( مرگ در سه حالت) وقتی درس بلد نیستی ! وقتی زنگ استراحت رو ازت میگیرن ! وقتی میگن روز تعطیل بیاین مدرسه (که عمرا تو مدرسه ما ....!)
کلمه کلاس مخفف عبارت :(کلا سوال) ... ازوقتی که معلم میاد تو کلاس با(حالتون چطوره ؟) شروع میشه تا وقتی که میره  با (جلسه ی بعد چند شنبه است ؟) تموم میشه !
کلمه حیاط مدرسه مخفف عبارت : (نمیدونم(؟)) ولی کارایی که توش انجام میدن رو خوب می دونم(!)
ناظم : مخفف عبارت ( نزن اگر ظدی میکشمت) از زمانی که زنگ میخوره مث عجل معلق میوفتن تو حیاط ( جدیدا  وظایفشون بیشتر شده: ساندویچ گیری،گوشی گیری ، ...)
معلم : با یه جمله معرفیش میکنم : ( مئلم اظیظم اذ طو ممنونم که به من صواد یاد دادی و من هالا خوب میخانم و مینویصم)
مدیر : مخفف عبارت ( من دیر میام ) یا بهتره بگم ( من نمیام (!)) .. هر موقع کارش داری واسه یه کار خیلی مهم رفته بیرون ( شایدم یه جلسه خیلی مهم داره با ناظم مدرسه (جلسه گفت وگو)!!
دفتر دار : ( از اسمش معلومه ! ) هر کی دفترش گم میشه میتونه پیش آقای دفتر دار پیداش کنه.
معلم پرورشی : مخفف عبارت ( پر رو بشی جهنمی ) سر کلاس اینقدر میگن دین و اسلام و از این حرفا که آدم آیت الله از کلاس میاد بیرون!
بابای مدرسه : بهترین آدمی که تو مدرسه پیدا میشه ( اونم که مامان مدرسه رو کشته ! ) چون بعد از چندسال درس خوندن تا حالا تو هیچ مدرسه ای ندیدمش. بچه هم نداره .
زنگ ورزش : ( همه لباس دارن !؟؟) بععععععععله .. خب برید حرف بزنید!!1( آزاد ترین زنگ مدرسه (بود...) )
زنگ ریاضی : ( a2 + b2 = ab2 ) همش چرتو پرته . (ته کلاس:  خُخُخُوورررر پپپپُُُوووف!)
زنگ فیزیک : ( همه مسئله های جلسه قبلو بذارن جلوشون .) خانم ما ننوشتیم !( برو با مامانت بیا!)(البته قبل رفتن احتمال داره از پنجره پرت شی بیرون(!!!))
زنگ شیمی : ( واقعا شیمی برای زندگی!)
زیست شناسی : واسمون افت داره ! ما ترجیح میدیم زنگ های حسابانمون بخوابیم تااینکه بیایم زیست ...!!
زنگ استراحت : اگه  یکی این میکروفون رو کش بره  ...(!) میشه زنگ استراحت . گوش مجانی گیر آوردن !!
و اما زنگ آخر : (دییییییینق دییییییینقق )زیباترین صدای زندگی! با قیافه ای جن زده راهی خانه ...!! 
امیدوارم خنده روی لبهای نازتون نشسته باشه !!


اطلاعیه

دوستان کاربری ها درست شدن!!!!

میتونین پست بذارین

تبریک به شما ها برای پیوستن به جمع!!