صرفا جهت خنده این عکسو گذاشتم!!(این مطلب اول)

۲-من یکی که عین ....از ترقه میترسم و الانم بیکار نشستم (و البته مامانم داره غر میزنه)

۳-ثریا جان غافلگیر شدم پستتو دیدم!!!یکی بیاد بنویسه خاطر امروز رو!!

۴-میخوام یه چیزی بگم که دیروز قرار بود گفته بشه و نوشتم ولی نتونستم بیارم و بذارم ولی الان میگم:

الان دیگه این وبلاگ جای خودشو بین بچه های کلاس باز کرده و همه میان پست میذارن و حداقل میان میخونن!!امیخوام بگم که من نمیتونم ادامه بدم دوستان!!!واقعا شرمنده هستم به خاطر این موضوع.

دلایلم کاملا شخصی هست و خیلی کم میام هر کی خواست بگه پسورد وبلاگ رو بدم تا اون به جای من بتونه به همه جا دسترسی داشته باشه.

به خاطر این موضوع خیلی ناراحتم خیلی بیشتر از اونچیزی که فکرشو بنین شاید قسمت نیس که چرت و پرتایی بنویسم که باعث بشن یه خنده ی کوچولو روی لباتون ظاهر بشن .شاید یه روزی برگشتم شاید ولی الان نه.

نمیخوام که اینجا سوت و کور بشه نمیخوام دیگه ننویسین ننوشتنم دلیل بر نخوندن پستا نیس میام و میخونم ولی وقعا شرمنده!!