:D...
سلااام دوستان گراميي
خوبين؟ خوشين؟ خوش ميگذره؟
آغا من قرار بود قبل 21 دسامبر بيام پست بذارم ولي نذر كردم بعدش بيام بنويسم
!!
از جمله خاطرات كلاس زبان
:
زنگ تفريح زده شده زنگ خانوم "ر" يني زنگ شيرين زبان
هستش و بعد حضور خانوم تو كلاس همه يكي يكي پيداشون ميشه
! و قيافه خانوم
:
الان يه 15 20 ديقه از كلاس گذشته طبق معمول همه مشغول خودشونن و خانومم مشتاقانه داره برا دانش آموزاي خيالي درس ميده!
نسيم خيلي ناراحت سرشو انداخته پايين روشم 10 درجه به سمته ديواره! (
) طاهره كنارش در حال جوياي حال نسيم شدنه سرشم به سمته نسيم خم كرده تا صورت نسيمو ببينه!! ندا هم مشغوله برنامه ريزي براي زنگ تفريح بعديه
! يكي دو نفر از پشت از طاهره مي پرسن چي شده؟! يكم كه صداها زياد ميشه بعد تازه خانوم مي فهمه يه تغييراتي شده تو كلاس!!
با يه قيافه پر از علامت سوالو تعجب رو به طاهره اينا ميپرسه چي شده؟!!
طاهره: خانوم نسيم خيلي ناراحته حالش بد ميشه!!
نسيم با يه حالت قهر مانند: نه خانوم چيزي نشده من حالم خوبه!
علامت تعجباي خانوم بيشتر ميشه! ما هم چون مي دونيم لابد كاسه اي زير نيم كاسه س داريم مي خنديم!!
دوباره خانوم: آخه چي شده مگه؟!
طاهره: خانوم نسيم ناراحته كه اومده رشته رياضي! از اول به تجربي علاقه داشت ولي خونوادش گفتن بره رياضي!! ميخواست تو المپياد ميكروب شناسي(!!!) شركت كنه ولي چون تجربي نيس نتونست الانم ناراحته!!
ما:
(البته تو دلمونا ظاهرا:
)
خانوم:
بله ديگه خانواده نبايد زياد اصرار كنن هر كسي تو چيزي كه علاقه داره ميتونه موفق بشه متوجه شدين؟! بله اينه!( اين تكيه كلامه خانوم بودا!
)
حالا يه كم بعد خانوم: برا تجربيا المپياد زيست شناسي هم هست ولي در مورد المپاد ميكروب شناسي زياد اطلاع ندارم!! احتمالا تازه گذاشتن زمان ما نبود!!
و بعد از اندكي تفكر: رياضي هم رشته خوبيه ولي بازم اگه خواستين ميتونين كنكور تجربي بدين!
طاهره: بله خانوم من ميگم ديگه بهش!
خانوم:
يكم بعد همچنان خانوم مشتاقانه درسو شرو كرد ما هم مثه بچه هاي خوب مشغوله كار خودمون شديم
البته اگه مكالمه هاا يه كم اين ور اون ور باشن ببخشيداا ديگه حافظه تا اينجا ياري كرد