۱-میگماااا دو روز بعد اولین صندلی داغو با حضور مریم شروع کنیم! دیگه تعارف معارفو بذریم کنار و چرا تو نشدی و این یکی رو میگفتنی و اینا.... دو روز بعد راس ساعت ده و یا یازده به نتخاب شما.

۲- میدونین از دبیرستان شهرک ۵ نفر واسه المپ قبول شدند و از مدرسه ی ما ۳ نفر؟؟؟واقعا افسوس خوردم...ببین کیا میرث ماها شدند ... هر چند وقتی فکر هم میکنم این مسئله ها دور از ذهن نبود برام ولی وقتی آدم میدونه و همون اتفاق می افته بیشتر میشکنه... چون یکبار به خاطر دونستن و یه بار به خاطر دیدن همون اتفاق. (فلسفی شد رسما) خلاصه اینکه دلم شدیدا پر هست آخه این مسئله رو تعمیم میدم به خیلی جاها و به خیلی چیزا و به خیلی مسائل دیگه و اونوقت هست که سرم سوووت میکشه و دلمم بیشتر میشکنه -حالا چرا اینارو دارم اینجا میگم؟؟- (آخیردا باتاجاقلار...هامیسی و هامیمیز!)

۳- از عطیه-ک خبری نیست دوستان..... چیکار میکنه و کجاست. از شیما چه خبر؟ هاله-ب کو؟ یگان ... مینا و نیلوووووخر که اصلا جواب نمیده بیشعور.... از بقیه تقریب خبر دارم...

کسی از راضیه آگاه هست آیا؟؟

۴-اینقدررر گفتین که بالاخره خودم دچار شبهات فرهنگی شدم اینجا که یعنی شماها هیییچ کدوم نمیتونین نظراتو ویرایش کنین؟؟؟؟ بعد رفتم دیدم نه باباااااا همه میتونند ولی کسی نمید ویرایش کنه !!

و همچنین امکان عوض کردن قالب و اینا.... فقط به پستهای همدیگه نمیتونین دسترسی داشته باشین ... همین.

(بسه دیگه برم بخوابم...خوابم میاد.   فعلا)