یا سلام

اینجانب ثری +سارا+ ندا به عنوان انسان های بس بیکار در انتظار تولد(ایکاد) به امید کیک و آچیلماخ بخت در یک چهاردیواری به نام سایت پشت pc با سرعت نور مشغول تایپ مطالبی بس پربار برای شما دوستان پرکار می باشیم.


صلوااااااااااااااااااااات


دیشب خوابی دیدم جناب قهرمان.ی پ.ور در حال گرفتن وقتمان و ناگهان سر زد از افق قاسم خان.چنان بود که هر دو آن مشغول تدریس تفسیر قرآن بودند و بنده در سهم.یادشان بخیر...


صلوااااااااااااااااااات


امروز سارا کتاب گرفت از اجناس مخالف.واحیایی


و کتاب داد واحیایی


.....


و ثری به من گفت من به این نتیجه رسیدم که دوسته پسر بس بهتر از دوسته دختر است.واااااااااااحیایی


و اما گل گفتم .... نمک میخورند ساراجان نمکدان می شکنند .خو کتابو از اجناس مخالف گرفتندی دیگه


خوب چیکار کنم یالواردی منده یوخ دیمدیم کییییییییی!یازیخییده....


واما برسیم به خاطره....



فیشار کلاس بالا بود.

کمد(کومت) تازه 

نسیم گاشینیر

دانشیار پایه

و انگاه آارام حاضر

آقاسی حاضر

و اما خانم علیزاده کجایند؟

ا... اعلم(دانشیار در ذهن)

دیپ دیپ دیپ دیپ


اللههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه اکبببببببببببببببببببببببببببر


وقت نماز است


صدای اذان در کلا س پیچد

گلدسته های کومت به خود میلرزد

روح پاک ما از این فضای روحانی شادماان گشته


ما وضو با تپش خنده ها می گیریم


قبله ی ما کومت


وحیی آمده است

جبرئیل از کومت خارج شد


و صدای مؤذن خاموش شده و با صدایی شاداب تر می گویند


علیزادهههههههههههه حا اااااا ا اا ا ا ا اا ا ا ضر.


دان.ش.یار  مثل جن زده

بیسمی لاه


و ما همچنان وضو میگیریم و شادابیم.


باتشکر