سلووووم بر دوستان گرامی...

قرار بود هفته پیش بیام پست بذارم ولی چون هیشکی نبود دیگه نذاشتم! این پست خیلی وقت پیش تو ذهنم بود ینی تقریبا 3 ماه پیش(الان که گذاشتم ینی 6 ماه پیش!!تو فروردین) اینا که تو تعطیلات بیام بذارم!! می خوام تو این پست یه چن خطی برای هر کدوم از بچه ها بنویسم یادگاری!!!(شاید ویژگی هر کی از نظر خودمم نوشتم!) هر کی مال خودشو بخونه هاااا!!

به ترتیب کلاس از در:

عطیه ک: خالهههه تریپ آقا عطیه خیلی بهت میومد!! خیلی وقته به شروینم سر نزدی ناراحته!! بچه باحاللل و با مزه ه ه ه! یاد توحیدم بخیر! تو دفترم نوشتی گفتم اینجا هم یه یادی ازش بکنم که یه وقت ناراحت میشه! آغا سلیمانم همین طور گرچه قیافه اون یادم نیس!!! (حافظه هاله تاثیر گذاشته)

(عزیزان منفی اندیش و دارای افکار خبیثانه!! این اسامی مذکر راننده سرویس هستنا که ما با بهانه آمدن ایشان و مطمئن شدن از رفتن عطیه دقایقی زیاد جلو مدرسه میحرفیدیم!! حالا من شوخی کردما پر رو نشین واقعا نگران عطیه بودیم بالاخره مادر و خاله باید مسئول باشن دیگه!!!! (دززز!! همون بیرر... ت خودمون)

ثری:  والا من نفهمیدم کی ثری هستی کی هانا!! دیگه از قدیم گفتن خاله بچه خواهرشو خیلی دوست داره! (حالا نگفتن هم اشکالی نداره من الان میگم!) ادای بچه درآوردنات خیلی با مزه بود بخصوص به سحر میگفتی ویراجم هااا...با اون قیافه خیلی بانمک میشدی!! صحنه های احساساتی شدن با هاله هم الدن چیخدیدا بیدان عکس سالامادیخ!!

شیمیلی: شیما وقتی تو یادم میفتی اول از همه قیافه مصمم و منطقت یادم میفته هر وقت با تو حرف میزدم یا در مورد یکی از مسائل کلاس بحث میکردیم معمولا نظرات منطقی بودن! خیلیم تودارهستی مثه من! نقاشیاتم عالی بود که یا  رو تخته یا رو میز میکشیدی(البته اینم بگما به هاله نمی رسی که واسه خودش یه هنرمندیه ، هنراشم تو دفترای من گل کرده!!) خطتم که دیگه هیچی باید هاله یه دوره کلاسای آموزشی واست بذاره بلکه یه کم را بیفتی! (من تو اون یه سالی که باهم بودیم بالاخره نتونستم مثه تو بنویسم! امسالم که خط هاله تاثیر گذاشت گل بود به سبزه نیز اراسته شد!)

ندا: ندا اول از همه یه قولی بهت بدم که هرجا از اون سکه ها دیدم حتما برات میخرم و یه جوری میفرستم برات که اگه یه روزی بچه ها افتخار دادن با هم باشیم بیای و یه شوی حسابی واسمون بذاری! وای که چقد خوش گذشت امسال با شوهای شما خیلی عالی بودن بخصوص نمایشاتون و رقصیدنای تو! هنوزم یادم میفته کلی میخندم (اوزوز گولسون)                                               

 راستی ندا اگه تواین 4 سال از دستم ناراحت شدی که میدونم شدی واقعا شرمنده ببخشید... شما به اندازه دنیا برام مهمین امیدوارم که ازم ناراحت نباشین (شامل طاهره و نسیمم میشه!)

تاتان: طاهره نمی دونی چقد دلم برا پنجردن داش گلیرهات با جیغای بنفشت تنگیده یا ادای "م" رو درآوردنات هیچ وقت اون کلاس دیف اقبال که آخرش نمایش اجرا کردی برامون یادم نمیره قیافه "م" موقع نمایشت و... یادشون بخیر هر وقت اون تو کلاس حرف میزد یاد نمایش تو میفتادم عین خودش با اون گوشی نگا کردناش!

نسیم: فرمانده به قول بعضیا!( گفتم شاید یادتون بره بنویسم خانوم "م" معلم فیزیک!) اولین چیزی که یادم میفته شعراته!! که نمونه بارزش هم چنتا پست قبلی بود! جدا استعداد خوبی داری تو شعر! به قول گاسیم بد نیس بهش فک کنی! و همچنین تو رو کم کنیه همین گاسیم آ!(دور از چشم....!!) فقط یه جا خیلی ساکت بودی اونم تو کلاسای دیف اقبال اونم وقتی معلم بود!!! کلا خیلی باحال بودی هنوزم حرفات بخصوص تو کلاسای گاسیم یادم میفته خندم میگیره... راستی المپیاد میکروب شناسی چی شد؟!! تونستی خونوادتو راضی کنی؟!!!

مریم: هیکل زوو  خنده  قرائت...!! اینا چیزایین که یادم میفتن!! تو بازی های زوو خدمت بزرگی به تیم کردی! تو هر تیمی بودی برنده میشد! بحثای قرائت و کوفته و... هم با خانوم اح.. بالاخره به جایی نرسیدنا...!!

زهرا م: در حال بارگذاری اطلاعات... ... ... .... ...

اطلاعاتی یافت نشد! والا زیاد آشنایی ندارم! (الان هم کلاس شدیم تو دانشگاه شاید یه اطلاعاتی دستم اومد!!) تا جایی که یادمه از 7 روز هفته 8 روزشو دینی میخوندی!!! و جالبش اینجاس که هر بارم خانم" د" واسه درس صدا میکرد نمی رفتی!!!!

عطیه ق: عذراااااا!!!!! این عذرا گفتنت دیوونم کرد تا بالاخره عادت کردم وقتی زنگ تفریح دم کلاس یکی داد میزنه عذراااا عطیه س و با اون یکی عذراس!! خیلییی آدم باحالی هستی خوشم میاد ازت!( اوزن آلما منیم گارداشیم زادیم یوخدی ها!!) بخصوص تیپت که منحصر به فرده!! مدل را رفتنت و مدل حرف زدنت عذرا گفتنت و... خلاصه سنن خوشوم گلیپدا...!! .منطقینده پیس ده دی اصولا نظرلرین جالیبیدی...!! بو یاخینلیخلاردادا وقت(!) تاپسام گلجم فیس گورم سیز اوردا نگریسیز یوخسوز!!(بونو اوایل تابستان دا یازمیشدیما آما ایندیده کی بیز گلمیشیخ فیسه سیز یوخسوز!!!(متفکر!))

ژیلا: بسی آدم باحال! برا نوبت تو اول نوشتمت خیالت راحت!! یادش بخیر تو کلاس اسم شهرت بازی میکردیم ژیلا خودشو از زحمت نوشتن اشیا فارغ کرده بود آخر هر حیوان یا میوه یه مصنوعی می نوشت تمام!! الانم بازی کردنی تو یادم میوفتی! اس ام اس های نهایی داشت یادم میرفتا کلا تو امتحانای نهایی سال سوم جز ژیلا کسی به من اس نمیزد!! بسی جای امیدواری بود متشکر!  و همچنین اس های روان شناسی و نظر سنجی!! ولی جدیدا کم کار شدیا دیگه نمی فرستی!

یگان-مهسا: فداکااار ایثارگر! واقعا که چقد شخصیت جرج و فرد به شما دوتا میاد! با هم نوشتمتون چون همیشه باهمینو اصولا شمارو با هم میشناسیم امیدوارم همیشه هم همین جوری بمونین!( هاله الان که فک میکنم میبینم اینا هم واسه خودشون 2 تفنگدارنا!!) همیشه به فکر کلاس و بچه ها و دارای نظریه های جالب و مثل جرج وفرد عجیب و غریب!! و همینان که خیلییی دوستون دارم...ورقه کش رفتن یگان از اون خاطره هاییکه هیچ وقت یادم نمیره.. یادش بخیر .. هروقت بازی آث میلانو میدیدم شما یادم میفتادین و مطمئن بودم فردا رو تخته نتیجه رو میبینم!! کلا بتر یولداشسیز هم ازوزه هم بیزه! مهسا: مهسا اصلا نگران فراموش شدن نباشیا این بو است که می ماند!!

سحر: آه خدای من!! بالاخره این 7 سینت به جایی نرسیدااا 13 بدر قرار بود مراسم دعوتمون کنی!! و جدیدا هم میبینم زدی تو فاز 16 گانه و اینا گرچه من نمی دونم چی هست!!!(الان ميدونما البته!!) صداتم که از صدای من آرومتر! من و هاله همیشه نصف و یا شاید کمتر حرفاتو می فهمیدیم!! ولی کم کم یاد گرفتیم ديگه!!

آفیده: اولا خیلی هیسلی بودی و زود قهر میکردی!! والا من خودم می ترسیدم با!! ولی تو سالای آخر نه دیگه! یادمه سال اول دوم زمان مثبتیمون که زنگای ورزش والیبال بازی میکردیم تو بهتر از همه بازی می کردی!!یادش بخیر الان که قراره بریم دانشگاه اون زمونا به نظرم دوران بچگی میاد!! دختر خوبیم هستیی مهربون و دوس داشتنی

هاله ب: فیییییلم، مایکل فرار از زندان، ادوارد توایلایت!! گوجادین منی بونلارینان! بخصوص مایکل نن! نظریمه بولار بسدی دا یوخسا ایستسم آیری زاتدا یازام سنه اوقد اولاردا میلت منی سویر!! دفترین به حد کافی کوتارمیشامدا!! آما زنگ زبان لارینان دینی ساعت لری یادشش بخیییر  نجه زبان ساعت لری خانم "ر" درسه چاغیراندا سسین توتولاردی!! دینی زنگینده دالدا اتورودوخ!! خانم" د" دا چپ چپ باخیدی! یاادش بخیر

خودم: باز مدرسه م دیر شد! خودمم نمیدونم چرا دیر میشد ساعت 6 هم بیدار میشدم باز دیر میکردم!!!

زهرا ع: دختر خوب و مثله دوستش آروووم.. دیگه اینکه نمی دونم زیاد!! حواستم خيلي جمعه درست بود!

آرام: واقعا آرام!! زیاد اطلاعات ندارم!! البته نمی دونم شما میاین وبلاگ یا نه یا کلا از این که در موردتون بنویسم راضی هستین!!؟؟ امیدوارم که هستین و ناراحت نمیشین چون اینجا ما 24 نفریم نه کمتر نه بیشتر نمیشه کسیو از قلم انداخت!! یه بار که خواهرت سوالای دیفو حل کرده بود ما هم کپی کردیم خیلی چسبید آخرای سال بود حوصله سوال حل کردن نبود دیگه این بود که کپی به دردمون خورد! مرسی!!!

سارا: خیلییی با سلیقه ینی خوش سلیقه! دارای انواع لوازم تحریر و جورابای خوش رنگ و نگار!! کلا تیپت خیلی خوب بود! و دختر خووب و بسیار دوووس داشتنی بودی من که زیاد توفیق با هم بودن نداشتم برا همین زیاد اطلاعات ندارم!! ولییی میدونم خیلی خوب و مهربونیی دوست داررم...

هاله ح: به نظرم روان شناس!! خواننده کتابای عرفانیو اینا البته من یه بار دیدم و تعجب کردم!! درس خوان و آروم مثله سارا زیاد توفیق با هم بودنو نداشتیم! برا همین زیاد نمی دونم ولی چن باری تو راه برگشت از مدرسه با هم اومدیم و بیشتر شناخت پیدا کردم نسبت به قبل یکیش اینکه اهل مطالعه و ایناس و یه چیز دیگه هم که در موردش می دونم اینه که فک کنم از افراد مورد علاقه ش یکیش احسان علیخانیه! یکیشم استیو جابزه!!

یه خط عجیب غریبم با سارا داشتن که یه بار یه نمونه شو رو تخته برا ما نوشتن، ما هنگیدیم ینی من یه قرن که سهله یک هزاره هم بشینم نمیتونم کفشش کنم!!!

نیلوفر: واااای نیلوفر!! خیلیییی با نمک! کلا خوشم میاد که بی خیالی ... اصلا یه دونه کلاسسس! دفتراشوووو عشق است..هر صفحه یه رنگ خودکاره یا فقط آبی یا فقط مشکی یا فقط سبز و... و هم چنین فلش های طولانی برای راهنماییه خوانندگان!! و جملات زیبا بالا و پایینو کنارش!! کلا خیلییییی جالب! خودشم که دیگه منحصر به فرد یاد اون موقع ها به خیر که زنگ تفریحا نیلوفر یهو میومد یه جمله می نوشت رو تخته که اغلبشم من به شخصه نفهمیدم ولی اونایی که فهمیدم خیلیی خوب بودن!! مرسیییی

مینا : از اونجایی که مینا با خواهر من هم اسمه اونو بیشتر از من تحویل میگرف هر وقت منو میدید حال اونو میپرسید تا من!! والا هر چی فک میکنم دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه!! ولی هم مدرسه قدیمی هم بودیما اون موقع شلوغ تر بودی!!

سوگند: احساساتیییییییی در حد تیم ملییی!!! کلا سوگند وقتی حس میگرفتی واقعا دیگه میرفتی تو حساا خوشم میومد بخصوص موقع شعر خوندنت هنوز از شعر خوندنه هیشکی جز تو خوشم نیومده!! همون طور که تو دفترت نوشتم از چشماتم خیلی خوشم میومد ولیییییی جوگير نشو به داداشت نمیرسییییی!! خیلییییییییییییی ناززززز و دوزلیییییییههه! فقط فک میکنم اسمش یادم رفته ولی به احتماله 99.99 % متین بود آرههه؟؟! فدای نقاشیااش چقد بامزه بودن مثله خودش کاش برا منم چنتا میکشید!

عذرا: یا ابلفضل یا امام زاده بیژن.. صلوات.. تطهیر کننده ی فضا!!! دااا چون هم اسمیخ گرك تریفلییم دا! آما اینصافن اینصافن یاخجی اوشاخدی!! بو آغاسیناندا بیزی اولدوروپ بابا بلکه آغاسی اولمیان وار آخی نیه میلتی احساساتی الیسن!!!( نجه اصلن اوزو سرشار از احساساتدییی!!) وبلاگیندا آدرسین آخیردا منه ورمدین یادیندا گالسین!! و آما یری وار بوردا تلاش های دلسوزانه نن در امر شوهای کلاسی و همکاری با ندا اینا و همچنین اخیرا جمع آوری کمک برای هم وطنای زلزله زده تقدیر و تشکر و قدردانی الیاخ! واقعا ساغولاسان ساغ یاشیاسان آللاه آغاوی ساخلاسین بخته ور اولاسیز!

یاشاسیییین تیرختوووور.....   یاشاسیییین آذربایجاااان....   یاشاسیییین کیلاسیمیییییز .....

همگی:: عزیییز یولداشلاریم هامیزی چووووخ سویرمممم(به قول تبریزلیلر سویورم!!!) اینشالاکی هامیز موفق اولاسیز و بیربیریمیزی یاددان چیخاتمیاسیز وبلاگادا حتما باش وورون و بیزی بیخبر گویمان اوزوزدن هرگونه تغییراتی گلیپ خبر وریز لوطفن ازوم اولوم تویلاریزادا چاغیرساز کی چاغیراجاسیز من حتما گلجم اوزوده سکه آلاجم ها کادو!!((ایندی مطمئن اولام هامی چاغیرار!! و شرمنده فارسی زبان يولداشلاردان فارسی یازدیم گوردوم یاپیشمادی اونا گوره تورکی یازدیم اگه بولمدیز ازومنن سوووشون ترجمه الیم!

دودان بیدان خواهشیم واریدی هر کسده کیلاسدان عکس فیلم و بوجور خاطره لردن وار منه ویرسین ورسیندااا هزینه سینده وریرما هاردادا ورسز گلیپ آللام! ساغولووون