ماندن یا نماندن.....
دیدم بحث اینجا خیلی داره دقیق میشه گفتم این پست رو بذارم که همه بتونن مزایا و معایب موندن رو بفهمن.
موندن از یه جهت خوبه.
میمونی درس میخونی و بعدش یه رتبه ی خوب میاری و میری یه دانشگاه و رشته ای که دلت میخواد درس میخونی و ادامه تحصیل میدی و میری اونور آب و هر گونه آرزوی دیگه و....
و چون تجربه ی بیشتری نسبت به اوناییکه اولین بار هست دارن کنکور میدن داری خیلی راحتتر با بعضی مسائلی که برا اولین بار کنکور دادنی گریبان آدمو میگیره کنار میای.
ولی در واقع این یه نیمه مسئله ویا شاید کمتر از یه نیمه باشه.چرا؟
اولا مدرسه خودش تاثیر خیلی زیادی تو روند درس خوندن آدم به صورت محسوس داره.
مدرسه ی ما خوب نیود که بشه این تاثیر رو خیلی راحت ببینیم و اصولا در اکثر مواقعا تاثیرات منفیش گریبانگیر ماها بوده.
ولی هرچی هم که باشه یه امتحانات ترمی بود که میشد اون موقع جمع بندی لازم رو کرد و یه تاثیرات خوب رو داشت که شاید به خاطر نداشتن برنامه مناسب و اینا این هم واسه ماها(منظور خودمو اواییکه میخوان بمونن پشت کنکوره)مزیتی نداشت.
ولی اینارو که بذاریم کنار این یه مسئله که کنار همکلاسی بودن و باهم درس خوندن و تاثیری که از اونا واسه درس خوندن میگرفتیم خیلی شدید بود و اینو دیگه همه مون احساس کردیم.
وقتی خونه میمونی (این اتفاقی که میخوام بگم زمستونا بیشتر خودشو نشون میده) خیلی زود حوصله ات سر میره.میخوای یه هوایی تازه کنی و فوقش با دوستت میری یه دور میزنی و برمیگردی..زود به زود اعصابت خرد میشه.زود به زود نا امید میشی.تنهایی و همه ی احساست رو خودت باید خنثی کنی.بعضی وقتا قید همه چیو میزنی و...و در نهایت همیشه استرس اینو داری که رقبایی که داری چه جوری هستند چون دیگه مدرسه ای نیست که بتونی یه حدودی واسه خودت در نظر بگیری.آیا میتونی موفق بشی و اگه موفق نشدی چیکار میتونی بکنی؟حتی اگه بدتر شد چه بلایی سرت میاد و باید با همه ی این افکار دست و پنجه نرم کنی و بتونی با وجود اونا و حرفای بقیه آدما که موندی و باید بهتر بخونی و اینو بکن اونو نکن و ... بسازی.
اینایی که گفتم خیلی بحث کوچیکی بودند و اگه واقعا یه اراده ی مافوق بشر داشته باشی میتونی از عهده ی این بربیای و کلا ذهنتو خاموش کنی پرده ی گوشاتو بکشی و نه به چیزی فکر کنی و نه به چیزی گوش بدی.
از یه طرف دیگه اوناییکه هم سن و سال تو هستن میرن و میشن ورودی های یک سال قبل از تو و زودتر فارغ التحصیل میشن و زودتر درمورد آینده شون تصمیم میگیرن و..
ولی اینم راهی داره با ترم تابستانی و جون کندن و نمره الف شدن که وواحدهای بیشتری میدند میتونی جبران کنی.
الان همه چی در تحت اختیار شماست و خودتی که باید تصمیم بگیری و نتیجه ش هم رو تو تاثیر میذاره.شاید یه شرایطی داشته باشی که اصلا هیچ راهی نداشته باشه و باید یه سال دیگه بمونی پشت کنکور ولی به قول عطیه(این عطیه منظور عطیه-ک هست و به عطیه ق میگم عطش!)حداقل 100تا رو امتحان کن و بعد بشین خونه و حداقل دلت قرص باشه که آره من راه دیگه ای نداشتم و این اولین و آخرین راهی هست که میتونم قدم بردارم.
ولی اگه حتی احتمال میدین که از رشته ای میخوایین قبول میشین .تا حد امکان انتخاب کینین و برا سال بعد نمونین.چون جو دانشگاه با جو مدرسه فرق میکنه.مثلا ماهایی که تو بهترین مدرسه شهر درس خوندیم چقدر با اونی که تو یه مدرسه ی معمولی نهایت تلاششو کرده فرق داشتیم؟شاید اون بهتر هم بوده.تازه دانشگاه از اینجا هم بدتر هست.اینجا شاید مدرسه یه تاثیراتی داشته باشه ولی تو دانشگاه 90درصد موفقیت خودتی و فقط 10 درصد دانشگاه و محیطش هشتن(البته اگه آدم خنثایی باشی و با هر ساز نرقصی و زیاد کاری به کار بقیه نداشته باشی و تنها هدفت درس خوندن باشه)
و اینم بگم که میشناسم آدمی رو که ریاضی بود رشته اش و پارسال 8000آورد و امسال46.
و اینم بگم که میشناسم آدمی رو که تجربی بود و 7000بود و رتبه اش شد دویس یا سیصد و خورده ای.
و اینم بگم که میشناسم آدمی رو که ریاضی بود و 3700بود و امسال شد 3600.
و اینم بگم که میشناسم آدمی رو که تجربی بود سال اول آورد2700 و سال دوم2600و سال سوم 2500.
و اینم بگم طبق آماری که دستم هست باید خودتو جر بدی از همه چی محروم شی و موهاتو با تیغ بزنی پی سی رو جمع کنی و تی وی رو از ذهنت پاک کنی و هر گونه اضافات زندگیتو به دست فراموشی بسپاری که بتونی سال بعد از یه جای خوب قبول بشی.
حالا اگه ایرادی تو سخنانم هستو یا با منطق شماها جور در نمیاد بگید بحث کنیم در موردش.
حالا فکر کنم بعضی چیزا یادم رفته بگم.ولی یادم افتاد میام و میگم.
در مورد بقیه موارد هم احتمالا پست بذارم.اگه خواستین.