همه چي به غير از يه چي تمام.....
خوبين؟![]()
خوشين؟
سلامتين؟
در سلامتيه كامل به سر مي برين؟![]()
بالاخره تموم شد ![]()
مدرسه با مانتوهاي سرمه اي و مقنعه ي كرمي تموم شد
كل كل و دعوا با داشيار گرامي تموم شد![]()
خر حساب كردنمون توسط مدير تموم شد
البته اون فك مي كرد كه مي تونه هر چي بخواد بگه و ما هم باور كنيم![]()
سر كار گذاشتن معلماني من جمله راثي عزيز تموم شد![]()
كلاس ها ي اقبالي كه يك سال از عمرمون اونجا گذشت
كلاس هاي ميرزايي با كارهايي كه (خودتون بهتر مي دونيد چيكارا كرديم
)تموم شد
كلاس هاي عبدالهي معلم فيزيك(مجاز از معلم ديني) تموم شد![]()
ديگه فارغ التحصيل شديم![]()
ولي خدايييش با اين همه دلم برا مدرسه تنگ ميشه ![]()
دلم براي پشت نيمكت نشستناي توي مدرسه تنگ ميشه![]()
دلم براي دلقك بازي هاي تو كلاس تنگ ميشه![]()
دلم براي تك تك بچه ها تنگ ميشه![]()
تك تكتونو دوست دارم![]()
راستي از خيلي چيزا گفتم كه تموم ميشه ولي يه چيزي رو يادم رف بگم....
اميدوارم صميميت ها مون تموم نشه
و اين چه جوري امكان داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بهتون ميگم......![]()
تنها راه از بين نرفتن دوستيهامون ارتباط از طريق اين وبلاگه
كه بچه ها هر دفه بيكار شدين بياين به وبلاگ يه سري بزنيد از خودتون بگيد
از كاراتون بگيد
از دانشگاه بگيد(كه ايشاا....همتون يه راس ميرين بهترين دانشگاه ها)![]()
خاطره هايي كه تو مدرسه داشتيم رو بنويسيد تا خاطره هامون هميشه زنده بمونه و با خوندن خطي از نوشته هامون خاطره هامون برامون تداعي شه
شرمنده احساسي اينا بلد نيستم بنويسم![]()
راستي اگه احيانن نگرانه حالمون بوديد كه فك كنم ديگه از ياد رفتيم صورتم ميتونم بگم تقريبا درس شده ديگه
دست و پامم با اينكه مثه همون دفه اي كه ديديد پانسمان شدس ولي خيلييييييييي الان بهترم
دوستون دارم
فعلن ....
![]()