انشایی در مورد ازدواج

                                                            بسمه تعالی

من هر وقت یک کار خوب می کنم مامانم بهم میگه :بزرگ که شدی برات یه زن خوب میگیرم .

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تاشونو بهم داده .حتما ناصرالدین شاه خیلی کار خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم ازادی براش زن گرفته بود .

ولی من معتقدم که اصولا انسان باید زن بگیره تا ادم شه .چون بابام همیشه میگه :مشکلات انسان رو ادم میکنه .

در ازدواج تواهم خیلی مهمه .یعنی دو طرف باید به هم بخورند .مثلا من و ساناز دختر خالم خیلی به هم می خوریم .

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند.ساناز چون سه سالشه هنوز فکر نداره که به من بخوره. ولی مامانم میگه:این ساناز از تو بیشتر هالیشه .

در ازدواج سن وسال اصلا مهم نیس چه بسیار ادم های بزرگی بودن که کارشون به تلاغ کشیده شده و چه بسیار ادم های کوچکی که نکشیده شده .

مهم اشقه .اگه اشق باشه دیگه کسی از شوهرش سکه نمیخواد  و دایی مختار هم از زندان در میاد .

من تا حالا کلی سکه جمع کردم و می خوام همون اول قلکمو بشکنمو همشمو بدم به ساناز تا بعدا به زندان نرم.

مهریه و شیر بلال هیچ کسو خوشبخت نمی کنه .همین خرجای ازافی باعث میشه که زندگی سخت شه و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشه .

دایی مختار میگفت:پدر خانومش چتر باز بود .خب شایدحقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتونسته خرج عروسی رو بده .البته من و ساتاز تفافق کردیم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدیم .هم ارزونتره هم خوشمزه ست .تازه وقتی می خوری خش خش میکنه .

اگه ادم زن خونه دار بگیره خیلی بهتره و گرنه ادم مجبوره خودش خونه بگیره .زن دایی مختار هم خونه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یه زیرزمینی بگیره .می گف چون رهم و اجاره بالاست اونا رفتن پایین .اما خانومه دایی مختار هم می خواست بره بالا!حتما از زیرزمین می ترسید.ساناز هم از زیرزین می ترسید . برا همین هم براش توی باغچه یه خونه درختی درس کردیم .اما ساناز از اون بالا افتادو دستش شکست .از اون موقع خاله با من قهره .

قهر بهتر از دعواست .ادم وقتی قهر میکنه بعد اشتی میکنه .ولی اگه دعوا کنه بعد کتک کاری میکنه بعد خانومش میره دادگاه شکایت میکنه بعد میان دایی مختارو می برن .

البته زندان ادمو مرد میکنه البته عزدواج هم ادمو مرد میکنه .اما ادم با عزدواج مرد بشه خیلی بهتره .

.

.

.

.

این بود انشای من

حاصل ازدواج فامیلی................!

اوهوم!

والله سیزده جوت یوخدی بیر پست گویاسیز ئوزوم گینه بیر پست گویورام!

سلام میکنیم بر همه ی دوستان عزیز و حلول ماه مبارک رمضان را به همه ی شما مؤمنان و متدینان تبریک عرض می نمایم!!امید است هنگام گذشتن از اون پل مشهور با قبولی طاعات و عبادات خود روبرو شوید!

خب از این خزعبلات که بگذریم سخن دوست خوشتر است!!(کودوم کودوم کودوم دوست؟؟!)

چون گله ای میربیم ما رو می چپونن تو زیر زمین و اونجام که قربونش برم باید مواظب باشی که هیچ گونه موجود موذی نزدیکت نشه و گرنه بعد 5 مین احساس میکنی که یه "چیز" تو حساس ترین و عمیق ترین قسمت بدنت داره وول میخوره!(اغراق!) ولی یکی از این موجودات عنکبوتیست که احتمالا شوهرش ولش کرده به امان خدا چون تقریبا میشه گفت چند هفته ای هست که تو یه قسمت به هیچ تحرک و سر و صدایی نشسته و هیچ کاری هم نمی کنه.*(میترسم دق مرگ شه بیچاره!)

از همون اولین باری که دیدیم از بی سوژگی شد بزگترین سوژه ی کلاس و هی همه بر میگشتن و نیگاش میکردن !و این عشق به عنکبوت و یا بهتر بگم تحقیق تفحص باعث خفت شدن دو تن از دانش آموزان توسط دبیر محترم شد!(حالا بعدا توضیح میدیم!)

ولی .......................

ولی.............

ولی ............

ولی سمپادی باشی و ریاضی فیزیک باشی و مدرسه رو بذاری رو سرت و یه عنکبوت ببینی و بهش گیر ندی!!!و این گیر دادن(=تحقیق و تفحص)باعث کشف چند اصل مهم به ترتیب ذیل شد:!

1-عنکبوت ماده هست.دلیل:یه کیسه از زیرش آویزون بود که نشانه ی باردار بودن عنکبوت بود و مسلما اینو همه میدونیم که نر جماعت که باردار نمیشن مسلمن ماده هست!**

2-این عنکبوت بدنش مودار بود و فهمیدیم احتمالا از خانواده ی رتیلیان هست!

3-این یکی واقعا کشف بزرگی بود!این عنکبوت حاصل یک ازدواج فامیلی است!

توضیح این یکی یه کم زمانبر هست:

اینجانب نشسته بودم و بعد از کلاس فیزیک و قبل ریاضی داشتم به امورات "فکری"می پرداختم و یهو خیره شدم به این عنکبوت و همچنان داشتم به امورات خودم رو رتق و فتق میکردم!که دیدم واااا این عنکبوت 6 تا پا داره(میگی نه نیگا کن!)

عن کبوت 6پا!

 با دوستان که در میون گذاشتم ایده های جالبی به ذهنمون رسید

عاطفه:احتمالا ازدواج فامیلی کردن بابا مامانش!

و دیدم که محتمل ترین احتمال هست!

بـــــــــــــــــــــــــــله اینگونه هست که ما یک راز دیگر رو پرده برداری کردیم!

امید است با تحقیق و تفحص بیشتر ما دانش آموزان و جوانان ایرانی و رشادت های بی دریغمان و زحمات بی شائبه خویش بتوانیم پرده های زیادی رو برداریم!!

آمیین

*عاشق شده دیگه بچه!!!

**البته تو این دور و زمونه(بدلیل آخر الزمان بودن!)نر جماعت هم بـله!

پی نوشت:عاطفه ا گوشی خودم عکس میگرفتم شرف داشت به خدا!حالا تو پست بعدی که عکس های رو که با گوشی خودم گرفتم رو میذارم میبینی چقدررر توفیر دارن!

راستی منم دعا کنین!شدیدا به دعا نیاز دارم بچه ها

 

نامه عاشقانه و خنده دار غضنفر

سلام بر تو

میدونم که صدامو شناختی‌ پس خودمو معرفی‌ نمیکنم

شایدم نشناختی، منم غضنفر

...

آااه ‌ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و قلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع می‌کنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟

امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل‌ نه صد دل‌ من را عاشق خودت کردی. یادت می‌‌آید؟

ای بابا عجب گیجی هستی‌، یادت نمی‌آید؟

خیلی‌ خنگی ، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت می‌کردم. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی‌ از دست من ناراحت شدی. ولی‌ با عشق و علاقه به طرف من آمدی. خیلی‌ محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی‌. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی‌ عاشقت شدم.

از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس می‌‌ایستادم تا تورا ببینم، ولی‌ هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی‌ بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.

یک قاب عکس خالی‌ روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عشقم" هروقت آن را میبینم به تو فکر می‌کنم و تصویر تو را به ذهن می‌‌آورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به قاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی‌؟

راستی‌ این شماره‌ای که به من دادی خیلی‌ به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد‌ دل‌ می‌کنم و تو هم هی‌ میگی‌ "مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‌باشد" من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مگه نه!؟

یه چیزی بهت میگم ولی‌ ناراحت نشی‌، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟

ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟

ولی‌ میدونم یکی‌ از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من.
 یه روزی میام خواستگاریت، می‌خوام خیلی‌ گرم و صمیمی‌ باباتو ببوسم و چندتا 
شوخی‌ دستی‌ هم باهاش می‌کنم که حسابی‌ اول زندگی‌ باهم رفیق بشیم، راستی‌ کلهٔ بابات مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی‌ بهش بگو خیلی‌ طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!

چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فکر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی گیر کردم گل‌ رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی‌ خوشگل تر بود ولی‌ چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.

راستی‌ من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی‌ درست کنی‌ حواست باشه، بی‌ نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از کی خوردی!!!

خلاصه اینکه بی‌ قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!

بی‌ تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول می‌گشتم

غضنفر تو;

عنوان ندارم

به دلیل امنیتی بودن پست در ادامه ی مطلب و بصورت رمز دار

(رمز همیشگی)

ادامه نوشته

تراختور گونی

در سالهایی که تمام نگاهها به سمت فوتبال اروپا و آمریکا بود این تیم تراختور بود که این همه هیاهوی رنگها و ستاره ها بسان نوری از اعماق تاریخ درخشید. نوری که عشق به وطن،اعتماد،هدف،انسانیت و شادابی برای ملتش را به همراه داشت. و اکنون دنیای فوتبال شاهد یک دگرگونی دیگر هست. شاهد ثبت یک عشق در تاریخ، شاهد ماندگار شدن نام تراختور در زمان و دلها

گذری بر پیشنهاد ثبت روز تراختور و انعکاس آن

همانطور که هواداران عزیز مستحضرند پیشنهاد ثبت روز تراکتور با استقبال خوب هوادارن مواجه شد. مهمترین و اولین کار در این خصوص تبلیغ و تعیین این روز بود که این کار توسط خود هواداران و سایتهای مستقل تراختور انجام شد.

بسیار جای خوشبختی و مسرت هست که هوادارن توانستند تصمیم و علاقه خود را نسبت به این موضوع عملی کنند.

هواداران برای این موضوع از صفر شروع کردند. طرحها و نظرها و گزینه های نظرسنجی توسط همین هواداران تهیه و پیشنهاد شد.

اختصاص یک صفحه به نام این روز بسیار واجب بود. بدین منظور بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا هدف قرار گرفت تا از ابزارهای آن جهت تبلیغ این روز و نظرسنجی بهره برداری شود. بدین منظور صفحه اختصاصی روز تراکتور با نام Tractor's DAY Celebration در فیس بوک ثبت و پیشنهاد و نظرسنجی آن در 27 صقحه هواداران تراختور، صفحه های مرتبط با آذربایجان و گروههای هواداری تراختور تبلیغ شد.

افتتاح صقحه اختصاصی روز تراختور در فیس بوک شامل اهداف ذیل بود :ا

1- تبلیغ این روز در گسترده ترین شبکه اجتماعی جهان

2- نظرسنجی از هواداران تیم در نهایت سلامت

3- استفاده از آن جهت پیشبرد برنامه های این روز در آینده

سئوال نظرسنجی با زبان ترکی و فارسی مطرح شد. اما به علت  محدود بودن فضای ارائه گزینه و عدم دخالت و تاثیر هوادارن سایر تیمها در نتایج این نظرسنجی گزینه های پیشنهادی تنها به زیان ترکی ارائه گردید اما در تبلیغ ها تمام گزینه ها به زبان فارسی ترجمه و در اختیار هوادارن قرار گرفت.

نتایج این نظرسنجی تا ساعت 23 روز اول مرداد به شرح ذیل اعلام  می گردد :

مجموع نفرات شرکت کننده : 388 نفر

1- روز اول مرداد و قبل از شروع بازیهای لیگ : 209 نفر

2- روز فتح استادیوم آزادی با پنجاه هزار نفر و شهید شدن کبوتر تراختور: 75 نفر

3- روز تاسیس باشگاه: 56 نفر

4- روز صعود تراختور به لیگ برتر : 36 نفر

5- فتح دوباره استادیوم آزادی با 35 هزار نفر و شکست دادن استقلال :  5 رای

6- سایر مواردی که کاربران پیشنهاد داده بودند : 7 نفر

بدین ترتیب رسما روز اول مرداد رسما از طرف هواداران این تیم به عنوان روز تراختور انتخاب گردید.

اهداف بلند مدت این روز به شرح ذیل می باشد :

1- گشوده شدن دربهای استادیوم سهند تبریز به روی هوادارن میلیونی این تیم

2- حضور بازیکنان تازه جذب شده به تیم و اجرای حرکات فوتبالی آنان و آشنایی آنان با جو استادیوم قبل از شروع بازیهای لیگ

3- حضور کادر فنی،مدیریت تیم، بازیکنان قبلی تیم جهت ارائه گزارش عملکرد خود در گذشته و اعلام برنامه و هدفهای تیم در آینده و جوابگویی به درخواستها و سئوالهای هواداران

4- برداشته شدن ممنوعیت حضور بانوان در استادیوم

5- اجرای زنده آهنگهای و مارشهای تراختور توسط خوانندگان

6- پخش تلویزیونی این جشن در تمام شبکه های استانی ترک نشین و شبکه 3 سیما

7- برنامه نورافشانی استادیوم سهند

8- اعلام این روز به فیفا و سازمانهای معتبر جهانی جهت ثبت آن

روز تراختور  بر همه هواداران تراختور و ملت آذربایجان مبارک

بر گرفته از این سایت

ترختور

به نام خدایی که ترختور را افرید تا استقلال بی سرور نماند

ترختور

ترختوریم

روزگارم سرخ است

تکه قلبی دارم،ان هم سرخ است

تیمی دارم،بهتر از استقلال

خونی،بهتر از اب روان

من هوادارم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم عشق سرخ

همه ذرات وجودم متبلور شده از سرخی

ترختور  تیمی نیست،که به اسانی از یاد من و تو برود

ترختور مجذور عشق است

ترختور،رنگ سرخی است به توان بی نهایت

ترختور،ضرب دل سرخ من و توست

ترختور،هندسه فریاد سرخ است

هر کجا هستم باشم،ترختور مال من است

بردها،طوفان ها،فریادها مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می بازد،مهم عشقی است که در قلب من و تو جاری است

من نمی دانم

که چرا می گویند:اب ابی است،یا که دریا ابی است

و چرا در دل ما طوفان سرخی جاری است

لاله سرخ چه کم از ابی اسمان دارد

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید

و نپرسیم چرا خون سرخ است

بو کنیم  گلهای سرخ را

و نپرسیم چرا قلب حقیقت سرخ است

کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

اسمان را سرخ کنیم

و وقت غروب،دوباره متولد بشویم

کار ما شاید این است

که میان گل سرخ و لاله قرمز

فریاد زنیم

من هوادارم

                                                     عشقم سرخ است


عذرا-ف:شرمنده

ایستمدیم چی بیر آیری پست گویام !!

در ضمن اوشاخلار ایندی ایستیرم هامینین قالیب گویماسین فعال الیم هامی الیه بؤله قالیبی عوض لیه!!

بو قالیب عچیز لری خارابلیییر

این روزها..............

این روزها همه در حال در س خواندن هستن اگر کسی هست که مثل من نمی خواند بگوید تا بدانم که تنها نیستم

این روزها درد کنکور سال بعد و تستهایی که قد غول برایمان بزرگ شده خواب و خوراک را از ما گرفته

حتی من امتحان گام اول را با استرس دادم

حتی من نتایج گام اول را با استرس نگاه کردم!!

این روزها نود و یک کابوسی ایست برای کنکوری ها

این روزها روزهای خوبی نیست!!!

شما چه فکر میکنید؟؟

سلام دوستان!حال خودتون؟حال آقاتون؟بچه هاتون؟دیدم اینجا زیاد پست رد و بدل نمیشه گفتم به دلیل خالی نبودن عریضه و اظهار وجود یه پست بی ربط بذارم!!!امیدوارم سرگرم شده باشین!!!
.
.
.
.
.
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توی يه مهمونی همديگه رو می بينن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همديگه تعريف كنن
بعد از مدتی يكی از اونا بلند ميشه ميره دستشويی. سه تای ديگه صحبت رو می كشونن به تعريف از فرزندانشون
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی يه كار عالی وارد شد و خيلی سريع پيشرفت كرد
پسرم درس اقتصاد خوند و توی يه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد
دومی: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازی منه. توی يه شركت هواپيمايی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صميمیترين دوستش يه هواپيمای خصوصی بهش هديه داد
سومی: خيلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده
اون توی بهترين دانشگاههای جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش
!خوبه كه برای تولد بهترين دوستش يه ويلای ۳۰۰۰ متری بهش هديه داد

هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و
!پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟
سه تای ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت
!كرديم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعريف كنی؟
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی يه كلوپ مخصوص كار
!ميكنه
!!!سه تای ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحی
دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در
.ضمن زندگی بدی هم نداره
اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمی ترين دوست پسراش يه
!!!مرسدس بنز و يه هواپيمای خصوصی و يه ويلای ۳۰۰۰ متری هديه گرفت
نتيجه اخلاقی: هيچوقت به چيزی كه كاملا در موردش مطمئن نيستی افتخار نكن !!!
 
 
 
يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن
وقتی توی پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من برای هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم زن از خوشحالی پريد بالا و گفت:
چه عالی! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم
فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول برای بهترين تور
مسافرتی دور دنيا توی دستهای زن ظاهر شد!!!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه:
 مرد چند لحظه فكر كرد و گفت
… اين خيلی رمانتيكه ولی چنين بخت و شانسی فقط يه بار توی زندگی آدم پيش مياد!بنابراين خيلی متاسفم عزيزم آرزوی من اينه كه يه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه!!
زن و فرشته جا خوردند و خيلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه!!!
فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!
نتيجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!
 
 
 
 
يه مرد ۸۰ ساله ميره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و
:پيرمرد با غرور جواب ميده
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه
!نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه
اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده.. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل
همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه!!! و ميفته روی زمين
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود...!!!
نتيجه اخلاقی: هيچوقت در مورد چيزی كه مطمئن نيستی نتيجه كار خودته ادعا نداشته باش !!!
 
 
 

سفره خالی

بچه ها این شعرو یه جایی دیدم خیلی خوشم اومد گفتم بزارم شما ها هم ببینید .

 

       یاد دارم در غروبی سرد سرد

        می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

                                                                      داد می زد کهنه قالی می خرم

                                                                      دسته دوم جنس عالی می خرم

                                                                       کاسه و ظرف سفالی می خرم

                                                                        گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

                                            اول ماه است و نان در سفره نیس

                                            ای خدا شکرت ولی این زندگیس؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

                                       خواهرم بی روسری بیرون دوید

                                       گفت آقا سفره خالی میخرید؟

bir özal söz

خوشوم جلدی ددیم گویوم سیزده باخین!!!

آهان گدین بو سایتا تیراختور گونون سچین بو سایـــــت!!


 ایستسن بوجور عچیز لردن بیر عااااااااااااااالم واریمدی!!!

بو عچیز ده عطیه-ق یا خاطیر گویدووم!!!!


بودا بیر آیری گوزل عچیز